خیال هر دو جهان هرچه جز هوای تو باشد
برون کنیم ز سامان جان که جای تو باشد
جدا مکن ز خود آن را که از کمال محبت
رضا شود به جدایی اگر رضای تو باشد
مزن به تیغ تغافل به دست مرحمتم کش
اگر عطای تو موقوف بر جفای تو باشد
به قتل بر سر جانم گذار منت وافی
گر این کمینه نوا در خور فدای تو باشد
شکنج عشق و شمار شکیب را تو چه دانی
غمی که بهره ی من شدکجا برای تو باشد
ز سر به دوش میفکن کمند طره چه حاصل
از آن که دو دل خلق در قفای تو باشد
مزار مسکنت خود به سلطنت نفریبی
که شه گدای کسی شد که او گدای تو باشد
به سر درآیم و بوسم گذر که همه کس را
بدان امید که شاید محل پای تو باشد
به گاه نزع نگه نیز از او مجوی صفایی
بهای جان تو چه بود که خونبهای تو باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت میپردازد و تأکید میکند که هر چیزی غیر از عشق معشوق برای او بیاهمیت است. او از جدایی میهراسد و میخواهد که حتی در شرایط سختی نیز ارتباطش با محبوب برقرار بماند. همچنین، شاعر غیرت و فداکاری خود را نشان میدهد و میگوید که تحمل رنج و غم جزئی از عشق است. او در نهایت از محبوب درخواست میکند که به او لطف کند و در این مسیر، حتی جانفشانی برای معشوق را به جان میخرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز عشق تو در زندگیام باشد را کنار میزنم و تنها به یاد تو و برای تو زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخصی به عشق و محبت عمیق اشاره میکند و میگوید که اگر کسی به جدایی و دوری از محبوب راضی باشد، نباید او را از خود دور کند، چرا که این جدایی ممکن است به خاطر علاقهای عمیق باشد. در واقع، اگر جدایی خواسته تو باشد، باید آن را پذیرفت، زیرا محبت واقعی در این است که خوشبختی و رضایت دیگری را در نظر بگیریم.
هوش مصنوعی: مرا به دست خودت نرنجان، اگر بخشش و محبت تو به ظلم و بیمهریات وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم به خطر بیندازی تا به خواستهات برسم، بگذار تا این کمترین نوا و سرود من فدای تو شود.
هوش مصنوعی: تنهایی و درد عشق را تو چه میدانی؟ غمی که بر من فرود آمده، چطور میتواند برای تو معنایی داشته باشد؟
هوش مصنوعی: موهای خود را به دوش نینداز، زیرا از آن چه نتیجهای حاصل میشود که دو دل عاشق پشت سر تو باشند؟
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که به جای فریب خوردن از ظواهر و مقامهای اجتماعی، باید به ریشههای خود و معنویات اهمیت داد. در حقیقت، انسان نباید به پست و مقامها تکیه کند، چرا که در نهایت ممکن است کسی که در ظاهر در موقعیت پایینتری قرار دارد، در باطن دارای ارزشهای بالاتری باشد.
هوش مصنوعی: من با امیدی به سر در میآیم و میبوسم که شاید اینجا محلی باشد که پای تو به آن برسد.
هوش مصنوعی: در لحظات سخت و درگیری، به دنبال زیبایی و آرامش نباش، زیرا ارزش جان تو چقدر است که بخواهی بهای آن را با خون خود بپردازی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد
قسم به جان و سر من که خاک پای تو باشد
اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
شکفته بر سر خاکم گل وفای تو باشد
غم تو خاک وجودم به باد داد و نخواهم
[...]
گدای دولت آنم که او گدای تو باشد
به دیده درکشم آن را که خاک پای تو باشد
حیات چون بود آن را که در غم تو نمیرد
صبور چون بود آنکس که مبتلای تو باشد
اگر به حشر برآرند نامهٔ عمل من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.