دوش ازغم ما را دانی چگونه سر شد
هر دو دم از درون خاست صد شعله ام به سر شد
چون شمع ز آتش دل اشکم همی به رخ ریخت
بگداختم سراپای تا شام من سحر شد
با کس حدیث عشقت ما گفتگو نکردیم
حسن تو پرده در بود وین داستان سمر شد
عهد تو و شه ما پرسش ندارد از پی
مالی اگر هبا رفت خونی اگر هدر شد
صبرم به رنج هجران چندانکه سست تردید
دردم به کاوش عشق هر لحظه سخت تر شد
هر روز و شب به جایی است پا بست دلگشایی است
تن در بدر ز دل بود دل نیز دربدر شد
از دولت سر عشق بی هیچ گنج و لشکر
در ملک غم گدایت سلطان تاجور شد
تهدید قتلم از یار نشنیده مژده آورد
در حیرتم که زین راز قاصد کجا خبر شد
بر صبر دل نهادن مفتاح کامیابی است
این است در دو گیتی زهری اگر شکر شد
سودای این سفر پخت هر کس چو من صفایی
سودش همه زیان زاد امنش همه خطر شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر درباره غم و دشواریهای عشق سخن میگوید. او از تأثیری که عشق بر روح و دلش گذاشته، مینویسد و سختیهای هجران را تجربه میکند. او نمیتواند با دیگران درباره عشقش صحبت کند و احساس میکند در تاریکی رنج و درد عشق غرق شده است. همچنین، او به صبر و تحمل در برابر مشکلات اشاره میکند و میگوید که در این مسیر ممکن است با لطفت و عشق حتی با تهدیدهایی روبرو شود، اما در نهایت این صبر و بردباری کلید دستیابی به خوشبختی است. احساسات پیچیدهای از شوق و درد در این شعر وجود دارد که نشاندهندهی پیچیدگیهای عشق و اندوه ناشی از آن است.
هوش مصنوعی: دیروز، از شدت غم ما، چگونه حال ما تغییر کرد! هر لحظه از درون، شعلۀ بسیاری از عواطف و احساسات در وجودم زبانه کشید.
هوش مصنوعی: از شدت درد و عشق، اشکهایم مثل شمع به صورت خودم میریزد و احساس میکنم که تمام وجودم در آتش شعلهور است تا جایی که شب من به صبح بدل میشود.
هوش مصنوعی: ما با هیچ کس در مورد عشق تو صحبت نکردیم، اما زیبایی تو به گونهای بود که این داستان خود به خود شکل گرفت.
هوش مصنوعی: عهد و پیمان تو با ما به هیچ پرسشی نیاز ندارد، حتی اگر برای به دست آوردن چیزی تلاش کنیم و حتی اگر خون و جان ما هم هدر شود.
هوش مصنوعی: من به خاطر درد دوری و فراق، صبرم آنقدر کمزور شده که دردم از جستجوی عشق هر لحظه بیشتر و طاقتفرساتر میشود.
هوش مصنوعی: هر روز و شب در مکانی مشخص سپری میشود، اما شادی و دلخوشی در دلها جا ندارد. تن از دل جدا است و دل نیز در این حال آواره و بیقرار شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و عشق، بدون نیاز به ثروت و ارتش، در سرزمین غم، تو باید به عنوان پادشاهی نیکوکار شناخته شوی.
هوش مصنوعی: دوست من که به من تهدید کرده بود که مرا خواهد کشت، پیامی آورد و من در حیرتم که این قاصد چگونه از این راز باخبر شده است.
هوش مصنوعی: تحمل و صبر کردن در دل، کلید رسیدن به موفقیت است. هرچند در زندگی، سختیها و مشکلات وجود دارند، اما اگر این چالشها را با صبر و شکیبایی بگذرانیم، مانند زهر که به شکر تبدیل میشود، میتوانیم به نتایج شیرین و دلپذیر دست یابیم.
هوش مصنوعی: هوس و شور این سفر برای هر کسی مانند من، خوشی نداشت. سود آن برای همه ضرر بود و امنیت او هم همگی خطر محسوب میشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از حلقه های آن زلف دل صاحب نظر شد
این مرغ چشم بسته از دام دیده ور شد
حسنی که کامل افتاد ایجاد می کند عشق
هر قطره اشک این شمع پروانه دگر شد
حاشا که از کدورت نقصان کند دل پاک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.