گدای دولت آنم که او گدای تو باشد
به دیده درکشم آن را که خاک پای تو باشد
حیات چون بود آن را که در غم تو نمیرد
صبور چون بود آنکس که مبتلای تو باشد
اگر به حشر برآرند نامهٔ عمل من
به خون نوشته بر او جمله ماجرای تو باشد
هوس به رهگذری میکنم که بر سر خاکم
امید سایهٔ بالای دلگشای تو باشد
گر از وفای تو خاکم به هر دیار برد باد
منم فدای تو، بازآ، که جان برای تو باشد
تو را به خلوت چشمم گر اتفاق نباشد
میان دیده خیال رخت به جای تو باشد
هزار بار بسازم دهان به مشک معطر
به جای ورد زبانم اگر دعای تو باشد
اگر به خون محبان بود توجه خاطر
رضاست از طرف ما اگر رضای تو باشد
گذر به تربت ناصر که ذرههای وجودش
به زیر خاک بر امید مرحبای تو باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به عشق و ارادت خود به معشوق میاندیشد و به توصیف حالاتی میپردازد که در زندگیاش به خاطر عشق او دچارش شده است. او به گدای بودن خود در پیشگاه معشوق اشاره میکند و میگوید که هرگاه ذکر و یاد معشوق در میان باشد، همه چیز را فراموش میکند. شاعر معتقد است که زندگی واقعی همان است که در غم معشوق نمیرد و صبر و وفاداری او را به چالش میکشد. او با اشاره به نامه عملش و اعمالش، امید دارد که در روز قیامت، ذکر معشوق بر آن نوشته شده باشد. شاعر همچنین از آرزو میکند که اگر خوشیای هم در زندگیاش هست، آن را به خاطر معشوق داشته باشد و قلبش همواره به یاد او باشد. در نهایت، او به سر قبر کسی اشاره میکند که ذرههای وجودش به امید دیدار معشوق در آنجا است. این شعر نشاندهنده عشق عمیق و پایدار شاعر به محبوبش است.
هوش مصنوعی: من آن گدای خوشبختم که تکیهگاهم تویی و با چشم خود میتوانم ببینم کسی را که خاک پای تو باشد.
هوش مصنوعی: زندگی چه حالتی دارد برای کسی که در غم تو صبوری کند؟ و چه وضعیتی دارد آن کس که از درد عشق تو رنج میبرد؟
هوش مصنوعی: اگر روز قیامت نامهٔ کارهایم را به دستم دهند و بخواهم آن را بخوانم، همهٔ رویدادهای زندگیات بر آن نوشته شده باشد.
هوش مصنوعی: میخواهم به مهمانی بروم که وقتی بر سر خاکم باشد، امید داشته باشم که سایهٔ خوشبختی تو بر من بیفتد.
هوش مصنوعی: اگر وفای تو باعث شود که خاک من در هر جا پراکنده شود، من فدای تو هستم. پس برگرد، زیرا جانم برای توست.
هوش مصنوعی: اگر در خلوت چشمانم، تو حضور نداشته باشی، خیال چهرهات همیشه در کنار من خواهد بود.
هوش مصنوعی: من هزار بار با دهانی خوشبو از مشک سخن میگویم، اما اگر دعایت را همراه نداشته باشم، این همه به چه کار میآید؟
هوش مصنوعی: اگر توجه و عشق ما به محبان به خاطر رضای تو باشد، پس ما هم از خودمان چیزی نداریم و همهچیز به رضایت تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: به قبر ناصر برو، جایی که ذرات وجودش در زیر خاک با امید برقراری ارتباطی با تو انتظار میکشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد
قسم به جان و سر من که خاک پای تو باشد
اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
شکفته بر سر خاکم گل وفای تو باشد
غم تو خاک وجودم به باد داد و نخواهم
[...]
خیال هر دو جهان هرچه جز هوای تو باشد
برون کنیم ز سامان جان که جای تو باشد
جدا مکن ز خود آن را که از کمال محبت
رضا شود به جدایی اگر رضای تو باشد
مزن به تیغ تغافل به دست مرحمتم کش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.