غم نیست دلی را که در او جای تو باشد
شادی همه آنجاست که مأوای تو باشد
در خلوت ما غیر تو راه دگران نیست
ور هست همان داعی سودای تو باشد
در دیده کشم میل اگر میل تو بینم
بر سینه زنم تیغ اگر رای تو باشد
سایم به رهت روی و امید است که جاوید
بر جبهه ی من نقش کف پای تو باشد
از نام نیفزایم و از ننگ نکاهم
وین منزلت آنراست که رسوای تو باشد
کی باز شود سیر گلستان ارم را
آن چشم که سرگرم تماشای تو باشد
بس زشت نماید به نظر حور بهشتی
آن را که نظر بر رخ زیبای تو باشد
خون کرد که نوشد به ملاحت جگرم را
این لقمه هم از لعل شکر خای تو باشد
با پاس شه امروز مگر آفت مردم
در شهر همان عبهر شهلای تو باشد
اول پی خونریز صفایی بگشا دست
گر کشتن عشاق تمنای تو باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و بیان میکند که هیچ غمی در دل کسی که عشق او را در خود جای داده، وجود ندارد. او همه شادیها را در حضور معشوق میبیند و تنهاییاش را در غیاب او میآفریند. شاعر به عشق و زیبایی معشوقش بهگونهای اشاره میکند که همهچیز و همهکس در مقابل او رنگ میبازند. هر چه بیشتر درباره معشوق میاندیشد، احساس میکند که زیباییهای دیگر به چشمش نمیآیند. در نهایت به عشقورزی و تبعات آن پرداخته و میگوید که حتی سختیهای عشق و درد فراق هم گواهی بر ارزشمند بودن اوست.
هوش مصنوعی: اگر قلبی در خود تو را داشته باشد، غم برایش جایی ندارد. خوشحالی تماماً در جایی است که تو سکونت داری.
هوش مصنوعی: در تنهایی و خلوت ما، هیچ کس جز تو وجود ندارد و اگر هم کسی باشد، او هم به خاطر عشق و اشتیاق به تو آمده است.
هوش مصنوعی: اگر در چشمانم تمایل به چیزی ببینم، حتی اگر آن میل تو باشد، بر سینهام ضربهای میزنم، مگر اینکه نظر تو باشد که چنین کاری انجام دهم.
هوش مصنوعی: میخواهم در مسیر تو حرکت کنم و امیدوارم که همیشه ردپای تو بر چهره من باقی بماند.
هوش مصنوعی: من به خاطر نام و اعتبارم چیزی نمیافزایم و از حس ننگ و شرمندگی نیز دوری میکنم. اینrank و مقام من به گونهای است که به رسوایی تو مرتبط است.
هوش مصنوعی: کی میتواند بوی خوش گلستان ارم را استشمام کند؟ آن چشمی که فقط در پی تماشای تو باشد.
هوش مصنوعی: بسیار زشت و ناخوشایند به نظر میرسد اگر کسی که به زیبایی تو نگاه میکند، بخواهد به حوریهای بهشتی نظر کند.
هوش مصنوعی: او با زیبایی و شیرینی خود، دل من را به درد آورد، تا جایی که این لقمهای که میخورم نیز به لطف تو و مانند شکر و لعل به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: امروز با حفظ امنیت، شاید تنها چیزی که میتواند مردم را در این شهر دچار مشکل کند، همان چشمان زیبا و سیاه تو باشد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دل عاشقان خود را به وجد و شادمانی بیاری، باید ابتدا از کشتن و خونریزی دست برداری و آرامش را به آنها هدیه کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
در خلوت اندیشه، همین جای تو باشد
فردوس برد رشک برآن سینهٔ گرمی
کآتشکدهٔ حسن دلارای تو باشد
جنت قفس تنگ بود، مرغ دلی را
[...]
خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
آیینه صفت محو تماشای تو باشد
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.