صبا یک عقده از جعد تو وا کرد
هوا را عطر بیز و مشک سا کرد
شکر خا لعلت از نوشین تبسم
دهن نگشوه مشت غنچه وا کرد
گل از تشویر رویت هر سحرگاه
گریبان شکیبایی قبا کرد
به دستم نیم جانی هست و در پات
خورم حسرت که نتوانم فدا کرد
بحمدالله که هجرم گشت وآسود
خوشم فارغ ز فکر خون بها کرد
بشارت باد اعدا را که محبوب
همه بیگانگی با آشنا کرد
به کیش کفر و دین منت روا نیست
اگر کس حاجتی از کس روا کرد
به جان صد درد بی درمانم افزود
ز دل گر سفله یک دردم دوا کرد
ملامت نیست برشاهی که گاهی
رعایت از گدایی بینوا کرد
چو مفتی می خورد خود خون ایتام
چرا نهی من ازاکل ربا کرد
گزند دوستان مپسند زین بیش
به دشمن کی توان چندین جفا کرد
ترا داد آنکه این حسن صفا خیز
صفایی را عجب عشقی عطا کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات عاشقانه خود را به تصویر میکشد. معشوق با جذبهاش عطر و شادی به هوا میبخشد و لبخندش مانند یک شکر شیرین است. شاعر از سختیهایی که در عشق متحمل شده صحبت میکند و آرزو دارد جانش را فدای معشوق کند. با این حال، شادی از اینکه دیگر در غم جدایی نیست، او را خوشحال کرده است. شاعر همچنین به نکات اجتماعی و اخلاقی اشاره میکند و مضمونهای عشق، درد، و فریادهایش را با نگاهی تند و انتقادی مطرح میسازد. در انتها، او به زیبایی و عشق حقیقتی که معشوق به او بخشیده اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نسیم، یک گره از پیچ و تاب موی تو باز کرد و هوا را پر از عطر خوش و مشک کرد.
هوش مصنوعی: شکر به خاطر لبهای سرخ و زیبات، از لبخند شیرینت، گل غنچه را به تدریج باز کرد.
هوش مصنوعی: هر صبح که چهره زیبای تو درخشندگی خود را نشان میدهد، صبر و شکیبایی مانند قبا (لباس) به گل پیوسته و تحت تأثیر زیباییات قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: من در دستانم نیم جانی دارم و بر پایم حسرتی دارم که نمیتوانم فدای تو کنم.
هوش مصنوعی: خوشحالم که از دلتنگی و جدایی رهایی یافتم و دیگر بابت خون بهایی که بر دوش داشتم، نگران نیستم.
هوش مصنوعی: خبر خوشی برای دشمنان که محبوب، ارتباطی نزدیک با آشناها برقرار کرده است.
هوش مصنوعی: در هر دینی و در هر نظام اعتقادی، نباید منت و حرمت را نادیده گرفت. اگر کسی کمکی به دیگری کند، نباید به خاطر اعتقاداتش او را زیر فشار قرار داد.
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و دردهای زیادی که دارم، از دل یک آدم پست و بیارزش هم اگر یک مشکل را حل کند، احساس بهتری پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: اشکالی ندارد که پادشاهی گاهی اوقات به نیازمندان و گدایان توجه کند و به آنها کمک کند.
هوش مصنوعی: چرا من را از خوردن ربا منع میکنی، در حالی که عدهای در شرایط نامناسب، خود را به خوردن مال یتیمان میزنند و از آن بهره میبرند؟
هوش مصنوعی: بهتر است از آسیب دوستان پرهیز کنی، زیرا دشمنان هرگز تا این حد نمیتوانند به تو خسارت بزنند.
هوش مصنوعی: آن کسی که زیبایی و صفای تو را به تو بخشید، به تو عشقی شگفتآور عطا کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز رویم آبِ خوبی را جدا کرد.
بلورین سَرْوْقَدَّم را دوتا کرد.
جهان از جان شیرینش جدا کرد
به شیرین هم جهان هم جان رها کرد
روان شد سیّد و او را رها کرد
دل خود را ز دون حق جدا کرد
چو او بر دیدهٔ منعم جفا کرد
سپهر از دیدهٔ جانش سزا کرد
گرفت و روی خود سوی هوا کرد
بر آن قصاب بسیاری دعا کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.