گر به خواری خون من ریزد به خاک آستانت
به که بردارم به حسرت سر ز پای پاسبانت
ور به من داری روا جوری که بر دشمن پسندی
آن قدر کآید مصور دوست دارم بیش از آنت
پایمردی گر کند لطف قدیمم روزگاران
روی مالم بآستینت فرق سایم بآستانت
با همه کین در ره ی عشق تو دادم دین و دنیا
وه چه خواهم کرد با خود ببینم مهربانت
داد ما را در غم عشقت عجب صبری سبک پا
آنکه کرد از اقتضای حسن چندین سرگرانت
گرچه دقت ها ز مو باریک تر کردیم عمری
باز دانم نکته ها سر بسته در دل از میانت
وصف ما پیش کمالت ناقص است اما چه حاصل
میهمان خود که ز آن معنی که می زیبد به شانت
پیش چشم شور بختان تا توانی رو ترش کن
کز سخن تلخی برد بیرون لب شیرین زبانت
رنج هجران را صفایی صبر ورزیدن چه جبران
چاره ی این غم ندانم جز به جانان بذل جانت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساسات عمیق و دردناکی را در عشق بیان میکند. او از بیوفایی و کینتوزی صحبت میکند و lament میکند که حتی اگر بخواهد قربانی عشق شود، باز هم قلبش به عشق معشوق مشغول است. او از تحمل درد و رنج عشق میگوید و از زیباییهای معشوق در مقابل تلخیها و کدورتهای زندگی یاد میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تنها راه چاره برای غم عشق، فدای جانش برای معشوق است. این اشعار بر ادراک عمیق عشق و رنجهای ناشی از جدایی تأکید دارند.
هوش مصنوعی: اگر خون من به خاطر خواری بر خاک درگاه تو ریخته شود، برایم بهتر است که به جای حسرت خوردن، سرم را از پای نگهبانت بردارم.
هوش مصنوعی: اگر تو با من همانند دشمنان خود رفتار کنی، محبت من با تو آنقدر زیاد است که به تصویر دوستدارم بیشتر از خودت ارادت دارم.
هوش مصنوعی: اگر دوست سابقم به من لطف کند، در روزهای سخت زندگی بر پیشانی خود، به احترام تو، سر تعظیم فرود میآورم و به درگاهت میرسم.
هوش مصنوعی: با وجود تمام دشمنیها، برای عشق تو همه چیزم را فدای تو کردم. اکنون چه کار کنم وقتی که زیبایی و مهربانیات را ببینم؟
هوش مصنوعی: ما در غم عشق تو چقدر صبر داریم، عجب است که کسی با این همه زیبایی و دلربایی، اینقدر راحت میتواند ما را به درد و رنج بیندازد.
هوش مصنوعی: هرچند تلاش کردیم که جزئیات را به دقت بررسی کنیم، اما هنوز میدانم که رازهای زیادی در دل تو نهفته است و نمیتوانم به آنها دست پیدا کنم.
هوش مصنوعی: توصیف ما از کمال تو ناقص و ناتمام است، اما چه فایده دارد زمانی که مهمان تو از آن معانی که مناسب مقام توست، بیخبر است.
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی، در مقابل بدشانسیها و ناراحتیهای دیگران روی خودت را ترش کن، تا آنها از صحبتهای تند و تلخ دور شوند و شیرینی کلمات تو را بچشند.
هوش مصنوعی: رنج دوری را با صبر تحمل کردن چه نیازی به آن دارد، جز اینکه برای رسیدن به محبوب، جان خود را فدای او کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت
نیک گفتی نیک پیش آ، تا ببوسم آن دهانت
زاهد پر خواره می شد دم به دم لاغر میانتر
ا گر دل او گه گهی میرفت در فکر مانت
زآن دهان و زآن میان خواهد دلم پرسد نشانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.