یار در طرف چمن پرده ز رخسارگرفت
عرق شرم ز روی گل وگلنار گرفت
گاه از نازش قد صولت شمشاد شکست
گاه ازتابش خد رونق گلزار گرفت
خواب از دیده ی دیوانه و عاقل برداشت
تاب از سینه ی آزاد و گرفتار گرفت
به قیام از همه جا شور قیامت انگیخت
به خرام از همه کس قوت رفتار گرفت
چهر و زلفش نه ز من سبحه و سجاده ربود
کز کف و کتف برهمن بت و زنار گرفت
هرکه دید آن بت لیلی شکر شهر آشوب
بی خود از خانه چو مجنون ره کهسار گرفت
چشمش ار برد به شوخی دل مردم نه عجب
عجب آن است که مست آمد وهشیار گرفت
در رهش گر سر و جان رفت میندیش دلا
می توان داد جهانی که چنین یار گرفت
شرح تیمار صفایی قلم از دوده نگاشت
باز دود دلش از خامه و طومار گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل دربارهی زیبایی و جذابیت معشوق است که در کنار چمن با پردهای از چهرهاش، دل و جان همه را به خود جذب میکند. عرق شرم گل و گلنار از ناراحتی اوست و زیباییاش به باغ رونق میبخشد. دیدن او باعث میشود دیوانه و عاقل از خواب بیدار شوند و شور و شوقی در دلها ایجاد کند. زلف و چهرهاش نه تنها اهل دین را متوجه خود میکند بلکه دیگران را نیز جذب میسازد. همهجا حس عشق و شیدایی وجود دارد و هر کس که او را میبیند مانند مجنون به سوی او میرود. عشق به او در دلها تب و تاب ایجاد میکند و اگر در این راه جان و سر فدای او شود، جای نگرانی نیست. در نهایت، شاعر با قلمی سوزان، درد و زیبایی عشق را مینویسد.
هوش مصنوعی: دوست در باغ چمن، روی خود را از دید دیگران پوشاند و عرق شرم مانند قطرات باران بر روی گل و درختان نشسته بود.
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر زیبایی و ناز او، قامت راست شمشاد به زمین میافتد و گاهی به خاطر تابش نور خدا، باغ گل سرسبز و پررونق میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به تأثیرات عمیق عشق یا درد عاطفی دارد. خواب و آسایش از چشم دیوانه و عاقل گرفته شده و به نوعی سینه هر دو را تحت فشار قرار داده است؛ به این معنا که عشق یا مشکلات احساسی میتواند همه را، چه دیوانه و چه عاقل، دچار زحمت کند و آرامش را از آنها بگیرد.
هوش مصنوعی: از هر سو حرکتی به پا شد که شگفتی و هیجان را به وجود آورد و از میان همه افراد، قدرت و انگیزه برای پیشرفت و حرکت پیدا کرد.
هوش مصنوعی: چهره و موی او، نه تنها عبادت و راز و نیاز مرا از من گرفت، بلکه به قدری محصورش شدم که از دست و بازوی خودم نیز جدا شدم.
هوش مصنوعی: هر کس که آن معشوق مانند لیلی را دید، بدون اراده و کنترل از خانه بیرون آمد و به سمت کوهها و دشتها رفت.
هوش مصنوعی: اگر چشم او به شوخی دلهای مردم را ببرد، تعجبی ندارد؛ آنچه عجیب است این است که یک نیرنگ بینا و آگاه را به خواب بکشاند.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر او جان و سر هم بدهی، نگران نباش دلا، چرا که میتوانی جهانی را فدای او کنی که چنین محبوبی نصیب شده است.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف حالتی از عشق و اندوه میپردازد. شاعر میگوید که وقتی دلش پر از غم و تدبیر است، حتی نوشتن هم نمیتواند از این دودهی غم پاک شود. گویا نوشتن برای او نوعی تسکین نیست، بلکه غم و اندوه بیشتری را برایش به همراه دارد. به عبارت دیگر، احساسات عمیق او بر روی کلماتش تأثیر میگذارد و هر چقدر تلاش کند تا آن را بیان کند، باز هم نمیتواند به خوبی از دلش بیرون بیاورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترک من ترک من خستهدل زار گرفت
شد دگرگونه دگری یار گرفت
این که در کار بلای دل ما میکوشید
اثر قول حسودست که برکار گرفت
دل من آینهٔ صورت او بود و ز غم
[...]
عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت
بختیار اوست برما که ترا یار گرفت
من اسیر خود واز عشق جهانی بیخود
من درین ظلمت وعالم همه انوار گرفت
وقت آنست که از روزن ما در تابد
[...]
جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت
این چنین گل نتوان از سر دستار گرفت
چمن آرای مرا حاجت در بستن نیست
جوش گل راه تماشایی گلزار گرفت
ظلمت خط تو پیرامن رخسار گرفت
یا رب از آه که این آینه زنگار گرفت
می بیاور که خبر می دهد از فصل بهار
لطف آن سبزه که پیرامن گلزار گرفت
ترک یغما سپهش از نگهی هوشم برد
[...]
خجلت مشتری آن مه ره بازار گرفت
مهر و مه را به یکی جلوه خریدار گرفت
نقد کی نسیه کجا مفت نه چون گفت به چند
دل و دین همه بی درهم و دینار گرفت
بیش و کم جان به تن بنده و آزاد فزود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.