گنجور

 
سعیدا

تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل

هرگز نمی رود ز دلم گفتگوی گل

امداد رفتن از کف پایی نخواستم

هر چند خوار کرد مرا جستجوی گل

در سر خیال سنبل زلف تو داشتم

آشفته شد دماغ من امشب ز بوی گل

زنهار ای نسیم خبردار بگذری

بسیار نازک است در این فصل خوی گل

بلبل ز بس شکایت گل را بلند کرد

دیگر نماند در دل من آرزوی گل

ساقی بیا و دختر رز را به جلوه آر

بردار پرده از رخ و بشکن سبوی گل

از خون دل به سرو روان آب داده ایم

باشد ز اشک بلبل مسکین وضوی گل

قانع نشین دلا که به یک قطره شبنمی

هر صبح مهر و ماه کند شستشوی گل

بسیار بی حجاب به آن رو نظر مکن

نرگس ندیده تیز سعیدا به سوی گل

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جهان ملک خاتون

ای برده آتش رخ تو آب و رنگ گل

با روی تو چرا بودم راه سوی گل

با نکهت دو زلف تو عنبر چه می کنم

با روی تو کجا برم ای دوست بوی گل

زان رو که نیست در گل خوش بو وفا بسی

[...]

هلالی جغتایی

آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل

آن به که می کشم دو سه روزی به روی گل

گل دیدم، آرزوی کسی در دلم فتاد

کز دیدنش کسی نکند آرزوی گل

این دم که بوی دلکش گل می دهد نسیم

[...]

اسیر شهرستانی

سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل

عاشق گل نظاره نچیند ز روی گل

گر صبحدم به سیر گلستان گذر کنی

چون بوی گل به یاد رود رنگ و بوی گل

زان طره گر مشام صبا مشکبو شود

[...]

غالب دهلوی

داریم در هوای تو مستی به بوی گل

ما راست باده ای که تو نوشی به روی گل

اندازه سنج رشکم و ترسم ز انتقام

پوشم ز شمع چشم و نبینم به سوی گل

بر گوشه بساط غریبست و آشناست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه