داریم در هوای تو مستی به بوی گل
ما راست باده ای که تو نوشی به روی گل
اندازه سنج رشکم و ترسم ز انتقام
پوشم ز شمع چشم و نبینم به سوی گل
بر گوشه بساط غریبست و آشناست
گلبن دیار گل بود و شاخ کوی گل
اندیشه را به نیم ادا می توان فریفت
خون کن دلی که از تو کند آرزوی گل
تا گل به رنگ و بوی که ماند؟ که در چمن
گل در پس گل آمده در جستجوی گل
جوش بهار بس که مهارش گسسته است
تازد به دشت ناقه بیراهه پوی گل
هی زود گیر زود گسل هی جگی جگی
در خشم خوی شعله و در مهر خوی گل،
زان گه که عندلیب لقب داده ای مرا
افزوده ای امید من و آبروی گل
در موسم تموز گلابی به تن بریز
تا آب رفته باز بیاید به جوی گل
غالب ز وضع طالبم آید حیا که داشت
«چشمی به سوی بلبل و چشمی به سوی گل »
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ شوق و عشق به گل و زیباییهای طبیعت سخن میگوید. شاعر در حال تجربهٔ مستی و شادی ناشی از حضور در دنیای گلهاست و از زیبایی و بوی خوش آنها لذت میبرد. او به حسادت و ترس از انتقام اشاره میکند و میگوید که چشمش را بر روی زیباییها میبندد تا آرامش یابد. در این میان، شاعر به دنبال راهی برای بیان احساسات و آرزوهای خود است و میخواهد از زیبایی گلها بهرهبرداری کند. همچنین، احساسات متناقضی مانند عشق، خشم و امید را تجربه میکند و در نهایت، زیبایی گلها و بلبلها را به عنوان نمادی از عشق و زیبایی زندگی معرفی میکند.
هوش مصنوعی: در فضای عشق تو غرق خوشحالی هستیم و بوی گل ما را شاداب کرده است؛ انگار که بادهای که تو نوشیدهای، بر روی گلها چکیده است.
هوش مصنوعی: من در حسادت و ترس از انتقام اندازه میزنم و برای اینکه به گل نگاه نکنم، چشمانم را مانند شمع میپوشانم.
هوش مصنوعی: در گوشهای از زندگی، چیزی جدید و در عین حال آشنا وجود دارد. باغی که پر از گل است، به عنوان نمادی از زیبایی و خوشبویی شناخته میشود و خیابانی که در آن قرار دارد، نشاندهنده مکانی آشناست.
هوش مصنوعی: میتوان با کمی تردید و بازی با اندیشه، کسی را فریب داد. دل عاشق را که به یاد تو شوق و آرزوی زیبایی دارد، به راحتی میتوان گول زد.
هوش مصنوعی: گل تا چه زمانی به رنگ و عطر خود ادامه خواهد داد؟ زیرا در چمن، هر گل پس از دیگری به دنبال گلهای دیگر میآید.
هوش مصنوعی: بهار با شوری و نشاطی بیمانند به دشتها میتازد و گلها را به زندگی وادار میکند، گویی که در این فصل، طبیعت از قید و بندهای خودش آزاد شده و به دنیای جدیدی قدم میگذارد.
هوش مصنوعی: به سرعت از خشم دوری جسته و آرامش خود را حفظ کن، زیرا در خشم خود مانند شعله آتش هستی و در محبت مانند گل.
هوش مصنوعی: زمانی که مرا به لقب "عندلیب" نامیدید، امید من را بیشتر کردهاید و به گل آبرو بخشیدهاید.
هوش مصنوعی: در فصل گرما، گلابی را بر تن بپوش تا آب از دست رفته دوباره به نهر گل برگردد.
هوش مصنوعی: من به خاطر وضعیت ام در جستجوی علم و معرفت، شرم دارم، زیرا حالتی دارم مانند کسی که یک طرفش به بلبل و طرف دیگرش به گل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای برده آتش رخ تو آب و رنگ گل
با روی تو چرا بودم راه سوی گل
با نکهت دو زلف تو عنبر چه می کنم
با روی تو کجا برم ای دوست بوی گل
زان رو که نیست در گل خوش بو وفا بسی
[...]
آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
آن به که می کشم دو سه روزی به روی گل
گل دیدم، آرزوی کسی در دلم فتاد
کز دیدنش کسی نکند آرزوی گل
این دم که بوی دلکش گل می دهد نسیم
[...]
حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
زنجیر پاره می کند از آرزوی گل
سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
عاشق گل نظاره نچیند ز روی گل
گر صبحدم به سیر گلستان گذر کنی
چون بوی گل به یاد رود رنگ و بوی گل
زان طره گر مشام صبا مشکبو شود
[...]
تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
هرگز نمی رود ز دلم گفتگوی گل
امداد رفتن از کف پایی نخواستم
هر چند خوار کرد مرا جستجوی گل
در سر خیال سنبل زلف تو داشتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.