گنجور

 
سعیدا

دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند

حرف حق را در میان خلق، بالا کرده اند

اهل عقبی در تلاش جاه و حب آرزو

تهمت بیهوده بر ارباب دنیا کرده اند

قطرهٔ چندی که از چشم فلک افتاده است

بحر را نادیدگان نسبت به دریا کرده اند

مهوشان چون زنگیان آیینه ها اشکسته اند

در نظرها تا تو را آیینه سیما کرده اند

در گلستان جهان بر هر گلی اهل نظر

جز به عبرت ننگرد چشمی که بینا کرده اند

بر جبین خویش از چین صد گره بربسته اند

اهل دنیا گر ز کاری عقده ای واکرده اند

اهل همت را نوازش سخت رنجانیدنی است

دوستان بیهوده نی در ناخن ما کرده اند

سرو را در وجد آوردند و گل را در سماع

در چمن هر جا که ذکر جام و صهبا کرده اند

سالکانی را که در قید سلوک افتاده اند

سوزن عیسی است هر خاری که در پا کرده اند

رنج ها بردند استادان به تبدیل صفات

تا در این عالم وجودی را سعیدا کرده اند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عبید زاکانی

پیش از آن کین کار بر این سقف مینا کرده‌اند

وین مقرنس قبهٔ نه توی مینا کرده‌اند

عقل اول را ز کاف و نون برون آورده‌اند

وز عدم اوضاع موجودات پیدا کرده‌اند

عالم سفلی ز عقل و روح فایض گشته‌اند

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

غرّهٔ ماه مبارک بین که غرّا کرده‌اند

طرّهٔ زلف بتم از نو مطرا کرده‌اند

طاق ابرویش نگر شکل هلالی بسته‌اند

آفتابی در خیال ماه پیدا کرده‌اند

نور چشم مردم است از دیده مردم نهان

[...]

اسیر شهرستانی

مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند

چشم پاک شعله را زان سرمه بینا کرده اند

در حریم بزم قرب،آنان که محرم گشته اند

جلوه او را نهان از دل تماشا کرده اند

بی شکستن چشم امید از گشاد کار نیست

[...]

بیدل دهلوی

غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کرده‌اند

از نفس بر خانهٔ آیینه‌، در واکرده‌اند

از سر بی‌مغز این سوداپرستان امل

بیضه‌ها پنهان به زیر بال عنقا کرده‌اند

آنقدر ارزش ندارد نقد و جنس اعتبار

[...]

فروغی بسطامی

تا حریفان بر در می‌خانه ماوا کرده‌اند

خانه غم را خراب از سیل صهبا کرده‌اند

میگساران چنگ تا در گردن مینا زدند

دعوی گردن کشی با چرخ مینا کرده‌اند

تا به یادش ساقی از مینا به ساغر ریخت می

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه