چین فدا باد زلف پرچین را
مدد از کفر می رسد دین را
همچو دل دین به باد می دادم
چه کنم چشم عاقبت بین را
می توان کرد جای در دل سنگ
چه توان کرد قلب سنگین را
تا نمودی جمال، گم کرده
همچو عنقا وجود، تسکین را
بی می صاف شاد نتوان کرد
دل اندیشه ناک غمگین را
گر توانی به بوریا سازی
نتوان دید نقش قالین را
ترسم از شام و عصر هجران است
گر نخوانم نماز پیشین را
چند باشی سوار ای واعظ
همچو اطفال، اسب چوبین را
بر چنین اسب بسته ای خوش تنگ
از کتب زیر ران خود زین را
هر که ز اخلاص خواند الحمدی
تو سعیدا بگوی آمین را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مسائلی چون عشق، دین، و حال انسان در زندگی میپردازد. شاعر با بیانی احساساتی، به زیبایی و حقیقت وجود اشاره میکند و از تأثیر کفر بر دین صحبت میکند. او بهطور استعاری دل را همانند سنگ میداند و بر این باور است که برای تسکین و شادابی دل، نیاز به می و شادی است. همچنین به هجران و دوری اشاره میکند و نگران از دست دادن ارتباطش با خداوند است. در نهایت، شاعر به معلمی (واعظ) و بیفایده بودن تنها گفتن نصیحتها اشاره میکند و از اخلاص در دعا و عمل میگوید.
هوش مصنوعی: زلف پرچین، که به نوعی نماد زیبایی و جذابیت است، باید در نظر گرفت که فدای او شوم. اینجا اشاره میشود که از کفر یا بیدینی، دین و ایمان به کمک زلف پرچین میآید. در واقع، زیبایی و جذابیت میتواند راهی برای بازگشت به ایمان و دین باشد.
هوش مصنوعی: دل به دنیا میدادم و از این کار چه کنم، چون چشمان روشن بین سرنوشت را میبینند.
هوش مصنوعی: میتوان عشق و محبت را در دل سنگی جای داد، اما دل سنگین و سخت را نمیتوان به آسانی نرم کرد.
هوش مصنوعی: وقتی زیباییات را نشان دادی، مانند پرنده افسانهای عنقا، وجودم را که گم شده بود تسکین دادی.
هوش مصنوعی: بدون نوشیدنی خالص، نمیتوان دل غمگین و پریشان را شاداب کرد.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی با چوب پنبهای، بیدسترچ (بوریا) بسازی، نمیتوانی نقش فرش را مشاهده کنی.
هوش مصنوعی: من نگرانم که اگر در وقت مناسب نماز نخوانم، غم و درد جدایی در شب و هنگام غروب به سراغم بیاید.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نیست که ای واعظ، مانند بچهها بر اسب چوبی سوار شدهای.
هوش مصنوعی: بر اسبی که با زین محکم بسته شده، خوش میگذرد و از زیر رانش، کتابها را به خوبی میخواند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با نیت خالص نام تو را بربخورد، باید با شادی و ایمان بگوید آمین.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بخوانی او ابجدِ دین را
اب و جد دان تو شمس و پروین را
در بر آمود سرو سیمین را
بست بر ماه عقد پروین را
چون شنید از خضر کلیم این را
پیش آورد آن زمان لین را
چون نگه کرد سرو سیمین را
روی گل رنگ و زلف مشکین را
یارب، این نوبر نو آیین را
زادهٔ عقل و دادهٔ دین را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.