نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
هدیه می بردم دل را نذر کرده ام جان را
در شب غریبی ها حلقه های زلف او
طرفه منزل امنی است خاطر پریشان را
در ثبوت ذات او نفی جمله واجب بود
بی حجاب گردیدم زان سراسر امکان را
دل به هرچه بستم باز خود به خود واشد
بسته بر هوا دیدم رنگ و بوی دوران را
صورت نکو ای دل مظهر جمال آمد
پس بر این صفت دایم تازه دار ایمان را
شیخ کاملت گویم ای مرید جام می
بسکه پخته می سازد صحبت تو خامان را
عقل گشته سودایی در هوای آن معنی
آب تلخ می باید این حکیم یونان را
قیمت شب وصلش زاهدا کجا دانی
گر کشی به چشم خود سرمهٔ صفاهان را
عیب خود چه می پوشی هر زمان به یک رنگی
تا به کی کنی تعمیراین سرای ویران را
پیش اهل حق ای دل، عقل را به دور افکن
به ز بیخودی نبود باده عزم عرفان را
در محبت جانان لاف و زندگی بی او
خاک بر سرت افکن چاک زن گریبان را
عشق شعبه ها دارد عقل می شود عاجز
نوح مضطرب کرده موجه های طوفان را
در دل سعیدا خون موج می زند هر سو
از پی مدد آمد بحر، چشم گریان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با استفاده از نمادهای عرفانی به ابراز عشق و اشتیاق به معشوق پرداخته است. او بیان میکند که با نیت خالصی به کوی جانان میرود و دلش را به معشوق هدیه میدهد. در شب تاریکیها، زلفهای معشوق برایش پناهگاه امنی هستند و او در این راه از عقل و تفکر فاصله میگیرد. شاعر در عین حال به زهد و بیخبری از معنای حقیقی عشق اشاره میکند و از دین و عقل خود خواستار تعمیق در تجربههای عاشقانه است. در نهایت، او از درد و غم عشق سخن میگوید و از حقایق عمیق عشق و درک معنای واقعی آن مینویسد.
هوش مصنوعی: من در دل خود نیتی برای قرآن دارم و میخواهم به عشق محبوبم، به کوی او بروم و دل و جانم را به او پیشکش کنم.
هوش مصنوعی: در شبهایی که غم و تنهایی حاکم است، پیچیدگیهای موهای او میتواند به عنوان محلی امن برای آرامش و تسکین دلهای بیقرار عمل کند.
هوش مصنوعی: در اثبات وجود او، تمام موارد ممکن را نفی کردم و بدون هیچ مانع یا پردهای، به تمامی جنبههای ممکن پی بردم.
هوش مصنوعی: هرچه دل خود را به چیزی گره زدم، بار دیگر خودبهخود باز شد. در این حال، زیبایی و جذابیت لحظات زندگی را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: ای دل، چهره زیبای معشوق مظهر زیبایی است، پس به خاطر این ویژگی همیشه ایمان خود را تازه نگهدار.
هوش مصنوعی: ای شیخ کامل، میخواهم به تو بگویم که نوشیدن جام می، آنقدر پخته و عمیق است که سخنان تو میتواند انسانهای ناپخته و خام را هم به تعالی برساند.
هوش مصنوعی: عقل انسان در جستجوی درک مفهوم عمیق و حقیقی زندگی است و باید با تلخیهای آن مواجه شود؛ این موضوع، نشاندهنده حضور حکیمی بزرگ از یونان است که به این مسائل فکر کرده است.
هوش مصنوعی: قیمت لحظهی وصال او را ای زاهد، چطور میتوانی بفهمی؟ حتی اگر سرمهی معروف اصفهان را به چشمان خود بکشید، نمیتواند ارزش این لحظه را نشان دهد.
هوش مصنوعی: چرا عیبهای خود را همیشه پنهان میکنی و هر بار به شکلی جدید خود را نشان میدهی؟ تا کی میخواهی این خانهی خراب را درست کنی؟
هوش مصنوعی: ای دل، در برابر کسانی که به حقیقت و حقایق ایمان دارند، عقل خود را کنار بگذار. زیرا در حالت بیخودی و از خودگذشتگی است که میتوان به عرفان و درک عمیق رسید.
هوش مصنوعی: در عشق محبوب، نباید فقط به سخنگفتن بسنده کرد و اگر او نباشد، زندگی بیمعناست. پس باید دست از خودپرستی برداشت و نشانههای عشق واقعی را نشان داد.
هوش مصنوعی: عشق دارای جوانب و جنبههای مختلفی است و عقل در برابر آن ناتوان میشود. احساسات و عشق به قدری شدید و متلاطم است که حتی نوح را که در برابر طوفانها مقاومت کرده، مضطرب میکند.
هوش مصنوعی: در دل سعیدا، خون در همه جا در حال جریان است و به دنبال کمک میگردد. دریا که به فریادش آمده، چشمانش پر از اشک است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
می زند لب لعلت، راه صد بدخشان را
شانه ای نمی باید، سرمه ای نمی شاید
آن دو زلف پیچان را، آن دو چشم فتان را
در بساط خود طغرا، داشت دین و ایمانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.