گنجور

 
صائب تبریزی
 

غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را

که ز خاک بردماند نفس بهشت ما را

به نیازمندی ما چو نداشت حسن حاجت

به دو دست نازپرور ز چه می سرشت ما را؟

ز نسیم بی نیازی چو به باد داد آخر

به هزار امیدواری ز چه روی کشت ما را؟

نه به کار دسته گل، نه به کار گوهر آمد

فلک این قدر به دقت به چه کار رشت ما را؟

نه چنان دو چشم ما را غم عشق سیر دارد

که به فکر نعمت خود فکند بهشت ما را

به ثبات نقش هستی چه نهیم دل ز غفلت؟

که سخن نگار قدرت به زمین نوشت ما را

شود آن زمان تسلی دل ما ز خاکساری

که به پای خم سرآید حرکت چو خشت ما را

تو ز کودکی مقید شده ای به خاکبازی

نبود به چشم حق بین حرم و کنشت ما را

ز نهال بی بر ما به عدم چه فتنه سر زد؟

که نهاد اره بر سر خط سرنوشت ما را

ز غرور آدمیت به همین خوشیم صائب

که شکار خود به نعمت نکند بهشت ما را

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مفقودالاثر در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

بیت اول مصراع اول
برشت یعنی پختن
ولی اینجا یعنی دلم کباب شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ نوشته:

غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را
رشتن = ریسیدن
برشت = پرورد ، بوجود آورد، دگرگون کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مفقودالاثر در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۰ نوشته:

فلک این قدر به دقت به چه کار رشت ما را
محسن 2 نمی دونم شما چه لجی برداشتی با من که هر جا حرفی میزنم حتما باید چیزی بگی
ولی اگه شعر رو می خوندی متوجه می شدی این تفسیرت مال بیت چهار مربوط به مصراع
بالاست
ندونسته حرف زدن اصلا چیز خوبی نیست آدم ضایع میشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.