گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون آب در لباس گل و خار بوده ای

ای یار ساده رو تو چه پرکار بوده ای

چون لاابالیان همه جا جلوه کرده ای

گه برگ و گه شکوفه و گه بار بوده ای

موری اگر ز سینه برآورده است آه

با آن غرور حسن خبردار بوده ای

چون آب دایم آینه سازی است کار تو

در پیش خود تو نیز گرفتار بوده ای

از خود به صد نگاه تسلی نمی شوی

از ما زیاده تشنه دیدار بوده ای

ما غافل و تو از دل بیدار روز و شب

بیماردار این دل افگار بوده ای

چون مهر ما به خانه گدایی فتاده ایم

تو شوخ چشم بر سر بازار بوده ای

امروز یوسف تو دکان را نبسته است

دایم نهان ز جوش خریدار بوده ای

این آن غزل که اوحدی خوش کلام گفت

ای کم نموده رخ تو چه بسیار بوده ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.