گنجور

 
صائب تبریزی
 

با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای

بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای؟

داریم چون قبا سربندت هزار جا

ما را چه ناامید ز آغوش کرده ای؟

تا چشم را به هم زده ای، از سپاه ناز

تاراج عافیتکده هوش کرده ای

در پیش آفتاب چه پرتو دهد چراغ؟

گل را خجل ز صبح بناگوش کرده ای

حق نمک چگونه فراموش من شود؟

داغ مرا به خنده نمک پوش کرده ای

شکر توام ز تیغ زبان موج می زند

چون آب اگر چه خون مرا نوش کرده ای

صائب ز فکرهای ثریا نثار خود

ما را چه حلقه هاست که در گوش کرده ای

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.