گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۳۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از توبه شود سرکشی نفس زیاده

گیرندگی سگ شود افزون ز قلاده

چون خضر میفشار درین خاک سیه پای

کز طول زمان سبز شود آب ستاده

از فیض چه گلها که نچیدیم دم صبح

عنوان سعادات بود روی گشاده

دامان نگه صفحه ننوشته نگیرد

در چهره نوخط نرسد چهره ساده

آن را که بود تخت روان از کشش بحر

چون سیل چرا دست نشوید ز اراده؟

از سطرشماری نتوان راه به حق برد

در بادیه حاجت به دلیل است نه جاده

زان تیغ به صد زخم تسلی نشود دل

کز موج شود تشنگی ریگ زیاده

سخت است کمان تو، وگرنه بود از آه

در قبضه من چرخ مقوس چو کباده

از جا مرو از هر سخن پوچ که گردد

نازل ز بها، لعل و گهر شد چو پیاده

صائب ز گرانباری دل در سبکی کوش

کز قافله پیوسته بود پیش پیاده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.