گنجور

 
صائب تبریزی
 

شنیدم آه گرمی با تو گستاخانه سرکرده

به جسم نازکت بیماری چشمت اثر کرده

گل رخسارت از دلسوزی تب آتشین گشته

ملاقات لبت تبخاله را تنگ شکر کرده

خمار خون مظلومان که بی قیدانه می خوردی

سر بی مهریت را آشنای دردسر کرده

رگ دست ترا کز رشته جان است نازکتر

طبیب بی مروت بوسه گاه نیشتر کرده

به امیدی که با نبض تو دستی آشنا سازد

مسیح از خانه خورشید آهنگ سفر کرده

ترا صائب اگر پای عیادت هست خوش باشد

که ما را این خبر از هستی خود بی خبر کرده

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

الهام در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۰ نوشته:

اصل و درست مصرع اول این است:
شنیدم گرمی می با تو گستاخانه سر کرده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.