گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن

راهی که مشکل است ز همت سمند کن

این راه دور بیش ز یک نعره وار نیست

ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن

خون می خورد ز شوق لقای تو جوی شیر

از تنگنای نی سفری همچو قند کن

این کارخانه ای است که خون شیر می شود

هر چیز ناپسند تو باشد پسند کن

این ناخنی که بر جگر ما فشرده ای

از بهر امتحان به دل سنگ بندکن

ای آن که سنگ را به نظر لعل می کنی

بخت مرا به نیم نظر ارجمند کن

از دست خود مده طرف احتیاط را

از گرگ بیشتر، حذر از گوسفند کن

نقد دو کون در گره آستین توست

بخت بلند خواهی، دستی بلند کن

هر کس به قدر همت خود کرد ریزشی

صائب تو نیز دانه دل را سپند کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.