گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش

آتش زنم به محفل و باشم به جای خویش

زان مطرب بلندنوا در ترانه ام

چون نی نمی زنم نفسی بر هوای خویش

زان ساقی خودم که نیابم درین جهان

مردی سزای باده مردآزمای خویش

چون نیست هیچ کس که به فریاد من رسد

خود رقص می کنم چو سپند از نوای خویش

صائب من آن بلند نوایم که می زنم

دربرگریز جوش بهار از نوای خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مسافر نوشته:

هشت شب بیخوابی…

“زان ساقی خودم که نیابم درین جهان
مردی سزای باده مردآزمای خویش”

کانال رسمی گنجور در تلگرام