گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۵۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شراب لعل می سازد عرق راروی گلگونش

قدح لبریز برمی گردد ازلبهای میگونش

ز طوق خویش سازد حلقه نام سرو راقمری

درآن گلشن که گردد جلوه گر شمشاد موزونش

غبارش لاله گون خیزد، نسیمش گلفشان باشد

به هر خاکی که افتد پرتو رخسار گلگونش

قدح را شوق آن لب شهپر پرواز می بخشد

به ساقی احتیاجی نیست در بزم همایونش

چه پروا دارد از سنگ ملامت دشت پیمایی

که از پیشانی واکرده باشد بر مجنونش

اگر شیرین ز ناز و سرکشی آتش عنان گردد

کند فرهاد راممنون به عذر لنگ، گلگونش

چه لازم دورکردن از حریم خود سپندی را

که بی آرامی دل می برد از بزم بیرونش

مرا رعنا غزالی می کشد درخاک و خون صائب

که جای گرد، مجنون خیزد از دامان هامونش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.