گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش

گریبان می درد خمیازه از لبهای میگونش

اگر ذوق تماشای خودآن مغرور دریابد

که می آرد دگر از خانه آیینه بیرونش ؟

در آن وادی که من چون سیل فارغبال میگردم

ز چشم آهوان دایم نظر بندست مجنونش

دگر عاشق به شیرین کاری صنعت چه دل بندد؟

که شیرین دهان تیشه فرهاد ازخونش

چنان قالب تهی کرده است صائب ازتماشایش

که همچون صبح صادق برسفیدی می زند خونش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن حیدرزاده نوشته:

در مصرع دوم بیت ماقبل آخر کلمۀ شد افتاده است :
که شیرین شد دهان تیشۀ فرهاد از خونش

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.