گنجور

 
صائب تبریزی
 

مرا تعجب ازان پر حجاب می آید

که در خیال چسان بی نقاب می آید

ز نارسایی بخت سیاه در عجبم

که چون به خانه من آفتاب می آید

به حرف بی اثر ما که گوش خواهد کرد

ز کوه ناله ما بی جواب می آید

چو نخل بادیه در دامن توکل پای

کشیده ام که ز دریا سحاب می آید

تو از سیاهی دل این چنین گرانجانی

درون خانه تاریک خواب می آید

به چشم آینه خواهد شکست جوهر موی

چنین که خط تو در پیچ وتاب می آید

نظر به جانب ریحان نمی توانم کرد

کز آن سیاه درون بوی خواب می آید

ز آفتاب عبث شکوه می کنم صائب

شب وصال به چشم که خواب می آید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.