گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۴۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در چمن چون حرف آن بالای موزون می رود

سرو چون دزدان ز راه آب بیرون می رود

دیده اهل بصیرت کاروانگاه بلاست

هر که زخمی می خورد، از چشم ما خون می رود

عشق بالا دست از معشوق دامن می کشد

ناقه لیلی عبث دنبال مجنون می رود

دانه ای در صیدگاه عشق بی رخصت مچین

کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون می رود

آهوانش در سواد چشم خود جا می دهند

هر که صائب از سواد شهر بیرون می رود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور