گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا خیال آن بهشتی رو مرا منظور بود

پرده های چشم حیرانم نقاب حور بود

در کدوی من می وحدت به کام دل رسید

خام بود این باده تا در کاسه منصور بود

بی تأمل مهر خاموشی زلب برداشتم

شهد را شان دگر در خانه زنبور بود

این زمان در قبضه قارون بود روی زمین

رفت آن عهدی که قارون در زمین مستور بود

آبروی فقر را می داشتم دایم عزیز

کاسه در یوزه من کاسه فغفور بود

داد ما را چون نمی دادی تو ای بیدادگر

شکوه ما را شنیدن از مروت دور بود

سرد شد از رفتن فرهاد دست و دل مرا

پنجه من قوتی گر داشت از هم زور بود

از کشاکش یک زمان آسوده ام نگذاشت چرخ

فرش دایم چون کمان در خانه من زور بود

( . . . ن) دارد کنون از خودنمایی تکیه گاه

آن سری کز بیخودیها در کنار حور بود

از کمال خود ندیدیم بهره جز عین الکمال

هاله ماه تمام من زچشم شور بود

کرد صائب تلخی زهر فنا شیرین به خود

هر که از خوان جهان قانع به تلخ و شور بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمود صوفی نوشته:

در بیت نهم واژه حذف شده به احتمال زیاد “زانوان” بوده که در متن اصلی مخدوش شده و قابل خواندن نبوده است

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify