گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا سپهر کبود سیارست

سینه آیینه دار زنگارست

گوشه امن، سینه هدف است

پله عافیت سر دارست

سبزه در دست و پای افتاده است

خار، بالانشین دیوارست

خر عیسی به گل فرو رفته است

دور دجال برق رفتارست

خاکساری حصار عافیت است

کوتهی پشتبان دیوارست

اعتبار از میان چو برخیزد

بیضه مور، مهره مارست

از تف آه آسمان سیرم

کهکشان همچو نبض بیمارست

دهن صبح پر ز خون شفق

چون نگردد، که راست گفتارست

دام گردون به خاک پوسیده است

یک رم آهوانه در کارست

تو ملایم نگشته ای صائب

ورنه سیر سپهر هموارست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.