گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کرده ام بر خود گوارا تلخی دشنام را

دیده ام در عین ناکامی جمال کام را

انتقام هرزه گویان را به خاموشی گذار

تیغ می گوید جواب مرغ بی هنگام را

کام خود شیرین اگر خواهی، به کام خلق باش

تلخ باشد کام دایم مردم ناکام را

نقش موم و شعله هرگز راست ننشیند به هم

روی از فولاد باید سیلی ایام را

لعل سیرابش زکات بوسه بیرون می کند

کیست تا آرد به یادش صائب گمنام را؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.