رونق گرفت کار می از روزگار گل
خوبی و دلبری است همه کار و بار گل
لطف رحیق یافت مزاج می لطیف
آب عقیق برد رخ آبدار گل
هر در که ریخت دیده من در فراق یار
آورد ابر و کرد سراسر نثار گل
می خور به وقت بلبل و گل در میان باغ
اکنون که یافت بلبل عاشق کنار گل
ایمن نشین به وقت گل از جور روزگار
گه در پناه باده و گه در جوار گل
با گل رخی که چون گل رخسار او به رنگ
یک گل نبود در همه خیل و تبارگل
گل را به باغ اگر نبود جاودان مقام
ما را بس است روی چو گل یادگار گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت گل اشاره میکند و از عشق و شور و حال ناشی از آن صحبت میکند. او به لطافت می و حال خوب آن اشاره دارد و میگوید که گل نماد زیبایی است که در کنار بلبل عاشق میشکفد. شاعر همچنین به گذر زمان و بیوفایی روزگار اشاره میکند و توصیه میکند که باید از لحظات خوب و ملاقات با زیباییها لذت برد. در نهایت، او تأکید دارد که یادگاری از زیباییها همچون گل برایش کافی است، حتی اگر آن زیباییها دائمی نباشند.
هوش مصنوعی: شرایط و اوضاع به نفع میاست و زیبایی گل و دلربایی آن، تمام کارها و امور را تحت تاثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: نوشیدن نوشیدنی خوشمزه و گوارا باعث میشود که مزاج انسان بهتر شود. همچنان که آب شفاف و صاف عقیق، به زیبایی گل میافزاید.
هوش مصنوعی: هر زمانی که من به یاد محبوبم میافتم، چشمانم پر از اشک میشود و این اشکها مانند ابر، همه جا را پر از گلهای ریخته شده میکند.
هوش مصنوعی: اکنون که بلبل عاشق در کنار گل قرار دارد، از این فرصت استفاده کن و لذت ببر. زمان مناسب برای خوشگذرانی و شاد بودن در باغ فرا رسیده است.
هوش مصنوعی: در زمان شکوفایی گلها، در برابر ناملایمات زندگی احساس آرامش کن، زیرا گاهی در کمال سادگی با نوشیدن شراب و گاهی در کنار گلها میتوانی از سختیها دور بمانی.
هوش مصنوعی: صورت زیبای او به مانند گل است، اما رنگش فراتر از رنگ گلهاست و در میان همه گلها و زیباییها، او منحصر به فرد و بینظیر میباشد.
هوش مصنوعی: اگر گل در باغ نباشد، وجود ما به همین اندازه که یادگاری از زیبایی گل باقی بماند، کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
وین باده بین شده به طرب دستیار گل
گل چند ماه منتظر بزم شاه بود
وز بهر آن دراز کشید انتظار گل
دیدار گل شده ست همه اختیار خلق
[...]
نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل
لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو
جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار
[...]
دامن کشان رسید سوی جویبار گل
ای ترک گلعذار به دامن بیار گل
راز نهفته دل بلبل شد آشکار
برطرف جویبار چو شد آشکار گل
دادند بارعام که از بزمگاه خاص
[...]
ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گل
قدیک چمن صنو برو رخ یک بهار گل
جز سرو قامت و گل روی تو تاکنون
سروی بباغ دهر نیاورده بار گل
گر بگذری بدین گل رخسار در چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.