ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گل
قدیک چمن صنو برو رخ یک بهار گل
جز سرو قامت و گل روی تو تاکنون
سروی بباغ دهر نیاورده بار گل
گر بگذری بدین گل رخسار در چمن
چون لاله میشود ز غمت داغدار گل
باد صبا شمیم تو آورد سوی من
گفتم که بر نثار تو بادا هزار گل
ای گلعذار ناز تو بر من روا بود
آری روا بود که بنازد بخار گل
هرکس ز حسرت گل روی تو جان سپرد
نبود عجب که سر زندش از مزار گل
صد چاک کرده پیرهن خویش از چه ور
گر نیست از گل رخ تو شرمسار گل
در طرف باغ دوش شنیدم که بلبلی
میگفت بیوفا گل و بیاعتبار گل
تا بر صفای آن بفزاید کنون ردیف
گیرم بمدح حیدر دلدل سوار گل
شاهی که بیاشارت لطفش بگلستان
هرگز ز خار مینشود آشکار گل
در خود چو یافت رشحهٔی از رنگ و بوی وی
زانرو برنک و بوی کند افتخار گل
آنرا که دل چو لاله بود داغدار وی
بر مقدمش همیشه بود خاکسار گل
جمعی که از مناقب آن شه سخن کنند
سازد صبا به مجلس ایشان نثار گل
بزمی که از مدایح آن شه مزین است
آنجا معین است که ناید بکار گل
تا غنچه از نسیم سحر خنده میزند
تا جلوه میکند بر چشم هزار گل
در پیش خلق بادعدویش چو خار خوار
چیند محبش از چمن روزگار گل
مهرش صغیر از دل منکر طمع مدار
نارسته است هیچگه از شورهزار گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و محبوبیت معشوقی است که به گل و بهار تشبیه شده است. شاعر به توصیف معشوقه خود میپردازد و اشاره میکند که زیبایی او چون سرخی گل و لطافت بهار است. او از چالشها و غمهایی که از دوری معشوق تجربه میکند صحبت میکند و به حسرتهایی که عاشقان دیگر نیز به خاطر عشق او دارند اشاره میکند. ضمن این که به ممدوحی به نام حیدر اشاره میکند که ویژگیهایش در باغ عشق برجسته است و درختان و گلها تحت تأثیر عشق او قرار دارند. به طور کلی، شعر تجلی عشق، زیبایی، و غم ناشی از جدایی را با نمادهای طبیعت و گلها به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای آن کس که زیباییات از گل ارغوان کمتر است، بگذار تا قدت مانند خار در باغ باشد و چهرهات در بهار گل درخشش داشته باشد.
هوش مصنوعی: جز قامت زیبا که مانند سرو و چهرهای خوشبو مانند گل از تو نمایان است، تا کنون هیچ دختری در باغ زندگی، به این زیبایی و طراوت نمیتواند به بار بنشیند.
هوش مصنوعی: اگر از کنار این چهره زیبا در باغ عبور کنی، مانند لاله از غم تو دلتنگ و غمگین خواهد شد.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی بوی تو را به من رساند. گفتم که بهپای تو هزار گل نثار کنم.
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، زیبایی تو بر من جائز است، بله، جایز است که بوی گل به خود ببالد و ناز کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر زیبایی تو در دلش حسرت داشته و جانش را از دست داده، جای شگفتی نیست که پس از مرگش دوباره از خاک برخیزد و به گل تبدیل شود.
هوش مصنوعی: پیرهنش را به خاطر چه چیزی صد بار چاک کرده، اگر این چاکها ناشی از احساس شرمندگی نسبت به زیبایی چهره تو نیستند؟
هوش مصنوعی: دیشب در حاشیه باغ صدای بلبلی را شنیدم که از بیوفایی و اعتبار نداشتن گل گله میکرد.
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم با ستایش حیدر، سوار بر اسب گل، بر صفای آن بیفزایم و به ردیف بپیوندم.
هوش مصنوعی: سلطانی که بدون نشانهای از لطفش، در باغ گلستان، گلها هرگز از خارها نمایان نمیشوند.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان در درون خود کمی از زیبایی و عطر او را پیدا کند، به همین دلیل به گلها و عطر آنها افتخار میکند.
هوش مصنوعی: کسی که دلش مانند لاله داغ و غمانگیز است، همیشه در پیش روی او، وجودش مانند خاکی است که به گل احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: جمعی که در مورد ویژگیها و فضائل آن شخصیت بزرگ صحبت میکنند، نسیم صبحگاهی گلهای زیبا را به مجلس ایشان هدیه میآورد.
هوش مصنوعی: جشنی که با ستایشهای آن پادشاه تزئین شده، در جایی مشخص است که به کار گل نمیآید.
هوش مصنوعی: تا وقتی که غنچهها از نسیم صبح خنده میزنند و شادی میکنند، گلهای زیبا یکی پس از دیگری خود را نشان میدهند و جلوهگری میکنند.
هوش مصنوعی: در برابر مردم، محبوب بیاحساسش را مانند خار در چمن میچید و معشوقش در روزگار، چون گلی زیباست.
هوش مصنوعی: محبت او در دل من کوچک است، پس به هیچوجه به آن امید نداشته باش. هیچگاه از خشکی و بیابان، گل و زیبایی نمیروید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
وین باده بین شده به طرب دستیار گل
گل چند ماه منتظر بزم شاه بود
وز بهر آن دراز کشید انتظار گل
دیدار گل شده ست همه اختیار خلق
[...]
رونق گرفت کار می از روزگار گل
خوبی و دلبری است همه کار و بار گل
لطف رحیق یافت مزاج می لطیف
آب عقیق برد رخ آبدار گل
هر در که ریخت دیده من در فراق یار
[...]
نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل
لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو
جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار
[...]
دامن کشان رسید سوی جویبار گل
ای ترک گلعذار به دامن بیار گل
راز نهفته دل بلبل شد آشکار
برطرف جویبار چو شد آشکار گل
دادند بارعام که از بزمگاه خاص
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.