اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
انّ نیران النوی فی القلب ممّا لا یطاق
غرق توفان بلایم در میان اشک و آه
ساقیا قم فاسقنی کاسا فاّن الوقت ضاق
دیدهام بس تلخکامیها ز دست هجر یار
نوشدارو میدهد طمع شرنگم در مذاق
خلّتی قم لا تسلنی من عقوبات النوی
کنت قد اصلی بنار العشق فی طول الفراق
نغمه عشاق را مطرب بزن با یک نوا
خواه در خاک حجاز و خواه در ملک عراق
یکهتازی را به جولانگاه عشق ای مدعی
فارسی چون مصطفی خواهد فرس همچون براق
بستهام میثاق عشقت را من از عهد ازل
حاش لله تا ابد گر بازگردم زآن وثاق
ناصحم گفت از خدا صبری طلب در راه شوق
یا الهی کفّنی صبراً وزدنی الاشتیاق
این بود رسم کهن در عهد عشق او که من
ناگزیرم از وفا او در گریز است از وفاق
زلف جادو خال هندویش به قصد عاشقان
متفق گشتند با هم هر دو نعم الاتفاق
قرص خورشید درخشان کز افق سازد طلوع
پیش حسن طلعت رویش چو ماهی در محاق
یاد از آن رندی و عشق و کوی پیر میفروش
آن سفالین کاسهها وآن ساقیان سیمساق
ساقیا مستان شب را بر صبوحی زن صلا
قد اضاء الصبح (؟) الصّبا و الرّاح راق
فرصت می را غنیمت دان که دوران عنقریب
بیمحابا میزند بر جام ما سنگ نفاق
ساغرا می خور که دارا و کی و جمشید و جم
کلّهم قد هالکوا من ذا الذی فی الدّهر باق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد هجران و درد جدایی از محبوب میپردازد و عشقش را با آتش و درد قلبی توصیف میکند. او در میان اشک و آههایش از ساقی درخواست میکند که مینوشاند تا بر آلامش مرهم نهد. شاعر به این اعتقاد دارد که عشق و عذابش از عهدهاش خارج است، اما باوفایی به میثاق عشقش میباشد. او به زیبایی محبوب و خاطرات شیرین عشق اشاره دارد و از صبر در راه عشق و خطرات جدایی میگوید، و در نهایت به زوال زندگی و حیات اشاره دارد، با تأکید بر اینکه هیچکس در این دنیا باقی نخواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خداوند خراسان و شهنشاه عراق
ای به مردی و به شاهی برده از شاهان سباق
ای سپاهت را سپاهان رایتت را ری مکان
ای ز ایران تا به توران بندگانت را وثاق
ای جهان را تازه کرده رسم و آیین پدر
[...]
ای وزیر عالم و عادل ، ضیاء الدین عراق
نیست مانند تو در صدر خراسان و عراق
عاقبت ملک عراق را آید بزیر کلک تو
خود بدین معنی نهادستند نام تو عراق
خانه ملت بتأیید تو مرفوع العماد
[...]
گر نبودی ماه را بر آسمان هر مه محاق
ماه خواندندی تو را خلق زمین بر اتفاق
آسمان از دیده من در حسد باشد که هست
از جمال تو مراد در دیده ماه بی محاق
ماه اگر بر آسمان باشد من اینک بر زمین
[...]
مدتی گردون دونم خسته و آزرده داشت
از فراق افضل آفاق و یار اشتیاق
آفتاب ملک و ملت آنکه تا باشد جهان
جفت او ننشیند اندر سایه این سبز طاق
فخر آل مصطفی سید علاء الملک آنک
[...]
میرود در خاک خواری آب نالان از فراق
بر سر آتش همیگردد سپهر از اشتیاق
ما چو ابر از دیده میرانیم سیل و تو چو اشک
میجهی از ما و همچون برق میرانی بُراق
اتفاقاً صحبت حاضر که غایب شد ز چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.