سالها منظر دل آینه روی تو بود
طاق محراب دعایم خم ابروی تو بود
من بیهودهنورد این همه ره گردیدم
یاد باد آن که گذارم به سر کوی تو بود
یاد باد آن که روان در لب جو میگشتم
سرو رعنای دلم قامت دلجوی تو بود
دل که دیوانهوش آشفته و حیران میگشت
عاشق روی تو و شیفته موی تو بود
در ازل عقل به دیوانگیم حکم نمود
زآن که زنجیر جنون حلقه گیسوی تو بود
فتنه گردش دوران نه ز من شورانگیخت
آفت جان و دلم نرگس جادوی تو بود
حرف شیریندهنان دوش چو آمد به میان
شهد شکرشکن آن لعل سخنگوی تو بود
ابر و باران و مه و مهر ندارند اثر
آن که جا داد به گلهای چمن بوی تو بود
پیش از آن دم که گلی بشکفد از گلشن عشق
ساغر دلشده را دیده و دل سوی تو بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
مشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بود
ز آفتابم عجب آید که کند دعوی نور
در سرایی که درو تابش روی تو بود
در ترازوی قیامت ز پی سختن نور
[...]
در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
روی تو سوی دل و روی دلم سوی تو بود
پیش از آن روز که خورشید فلک نور نداشت
عالم عشق منور ز مه روی تو بود
ملک از نسبت سجده بر آدم میکرد
[...]
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت
باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی میداد
[...]
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود
بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود
در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال
از پی زیب کمانخانه ابروی تو بود
مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوق
[...]
تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود
شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید
آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود
چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.