نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
مشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بود
ز آفتابم عجب آید که کند دعوی نور
در سرایی که درو تابش روی تو بود
در ترازوی قیامت ز پی سختن نور
صد من عرش کم از نیم تسوی تو بود
راه پر جان شود آن جای که گام تو بود
گوش پر در شود آنجا که گلوی تو بود
هر که او روی تو بیند ز پی خدمت تو
هم به روی تو که پشتش چو به روی تو بود
از تو با رنگ گل و بوی گلابیم از آنک
خوی احمد بود آنجا که خوی تو بود
دیدهٔ حور بر آن خاک همی رشک برد
که بر آن نقش ز لعل سر کوی تو بود
کافهٔ خلق همه پیش رخت سجده برد
حور یا روح که باشد که کفوی تو بود
قبلهٔ جایست همه سوی تو چون کعبه از آن
قبلهٔ جان سنایی همه سوی تو بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش معشوقی میپردازد که سرچشمهی نور و زیبایی است. او با بیانی عرفانی و توصیفاتی پرشور، از تأثیر حضور معشوق بر جهان و روح انسان میگوید و تأکید میکند که همه اشیاء و موجودات به نوعی تحت تأثیر زیبایی و نور او قرار دارند. سنایی با مقایسه معشوق به خورشید و نکوهش دیگران که خود را با نور او مقایسه میکنند، به عظمت و بینظیری او اشاره میکند. در نهایت، او وجود معشوق را قبلهای برای جان و دل خویش میداند و ابراز عشق و ارادت خود را به او میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور وجود دارد و بر این پرده که روی تو قرار دارد تابش میکند، آن مشک که بوی خوش از آن به مشام میرسد، بویی است که از موی تو میآید.
هوش مصنوعی: عجب میکنم که من چگونه میتوانم خود را آفتاب بنامم و ادعای نور داشته باشم، در حالی که در خانهای زندگی میکنم که تابش چهرهٔ تو در آن وجود دارد و آنجا واقعیترین نور است.
هوش مصنوعی: در قیامت، اگر نورها را وزن کنند، نور تو نسبت به نور موجود در عرش خیلی بیشتر و سنگینتر است.
هوش مصنوعی: هر جا که تو گام میگذاری، آن مکان با زندگی و جانی پر میشود و هر جا که صدای تو میرسد، آنجا نیز شاداب و سرزنده میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر خدمت به تو، روی تو را میبیند، در واقع پشت سرش هم به روی تو است، زیرا او تنها به خاطر وجود تو و زیباییات، خدمت میکند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و لطافت تو مانند گل و عطر گلاب هستیم، زیرا آنجا که تو هستی، خصوصیات و ویژگیهای احمد (پیامبر اسلام) نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: چشمان حور (زنی زیبا و بهشتی) به آن خاک حسرت میبرد؛ زیرا زیبایی نقشی که از لعل (سنگ قیمتی) در خیابان تو نقش زده شده، باعث ایجاد چنین احساسی میشود.
هوش مصنوعی: تمام موجودات خلق، در برابر زیبایی تو سجده میکنند، مثل حوری یا روح، که همتای تو هستند.
هوش مصنوعی: سراسر وجود سنایی به سمت تو میچرخد و تو برای او مانند کعبه هستی که همه جا به سوی آن مینگرند و در آنجا تقرب میجویند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
روی تو سوی دل و روی دلم سوی تو بود
پیش از آن روز که خورشید فلک نور نداشت
عالم عشق منور ز مه روی تو بود
ملک از نسبت سجده بر آدم میکرد
[...]
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت
باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی میداد
[...]
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود
بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود
در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال
از پی زیب کمانخانه ابروی تو بود
مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوق
[...]
تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود
شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید
آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود
چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت
[...]
آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود
گره غنچه گشودیم، در آن بوی تو بود
گلخنم بود به از باغ، که در چشم مرا
آتش و دود در آن، روی تو و موی تو بود
هر کجا زمزمه ی مرغ سحرخیزی خاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.