گنجور

 
ساغر کنگاوری

نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری

همانا چند صبحی شام شد در خواب و بیداری

ملول از قیل و قالم آن چنان مستم کن ای ساقی

که از غوغای اهل حشر بینم رنج هشیاری

ز گبری و مسلمانی به دیر و کعبه دلتنگم

ندیدم در صلیب و سبحه تسبیحی و زناری

به مردان تحمل پیشه‌ بار عشق سنگین به

که خود آسیب غرقاب است کشتی را سبک‌باری

به کنج بی‌نوایی از جهان آسودگی بهتر

نمی‌ارزد جهان یک سر به غوغای جهان‌داری

نخستین درسم از استاد عشق این بود کز بطلان

به دور این جهان باید کشیدن خط پرگاری

رسوم عشق از من جو کم از فرهاد و مجنون گو

که این دیوانه دشتی‌ وآن مجنون کهساری

برو زاهد تو را با من چه نسبت از ازل باشد

من و مستی و بدنامی تو و زهد و نکوکاری

من آن مورم که آزار کسی را نیست یارایم

تو آن ماری که خو بگرفته‌ای با مردم‌آزاری

در این دیر کهن ساغر گرت آسودگی باید

به مستی خیمه بیرون زن از این خرگاه زنهاری

 
 
 
فرخی سیستانی

امیرا! تو به هر خوبی و نیکویی سزاواری

ازیرا خوب کرداری چنان چون خوب دیداری

توان گفتن ترا کاندر جهان فردی و بی یاری

به دانایی و بینایی و بیداری و هشیاری

حدیث ملک و کار عالم و شغل جهانداری

[...]

قطران تبریزی

ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی

نه پندارم که با بستان بهشت عدن یاد آری

شده کافور مینائی براغ از صنع یزدانی

شده دینار مرجانی بباغ از فعل داداری

گل و شمشاد دیداری ترنج و نار پنهانی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
انوری

زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری

مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت

ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری

جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مجیرالدین بیلقانی

جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری

بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری

نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری

نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
عطار

تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری

که شمع از بی سری یابد کلاه از نور جباری

سر یک موی سر مفراز و سر در باز و سر بر نه

اگر پیش سر اندازان سزای تن، سری داری

چو بار آمد سر یحیی سرش بر تیرگی ماند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه