گنجور

 
ساغر کنگاوری

دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی

به رنج گنج طلب کن ز کنج تنهایی

بلاکشان محبت به ملک هستی خویش

بلا کنند تمنا زهی تمنایی

امید و بیم کسان از فراق و وصل بود

مرا به عشق تو دیگر سری‌ست و سودایی

به حکم قتل من اینک نوشته کلک قضا

ز خط صفحه رخسار یار طغرایی

غریق موج بلایم میان دیده و دل

سفینه چون برم از ورطه دو دریایی

حریف عشق نه‌ای بر هلاک خویش مکوش

نه عاقلی‌ست زدن پنجه با توانایی

هر آن که دیده بود یک رهم به خدمت تو

بود که دیده بود بنده‌ای و مولایی

به طرز حافظ و سعدی غزل نگفت کسی

سفینه من به سزا راندم از دو دریایی

شراب امن بخور راحتی ز راح طلب

به کوی میکده از آسمان چه پروایی

چه خوش بود که به ساغر همیشه دست دهد

فراغتی و می و مطربی و مینایی

 
 
 
منوچهری

گرفتمت که رسیدی بدانچه می‌طلبی

گرفتمت که شدی آنچنان که می‌بایی

نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان

نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!

وطواط

بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی

چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی

مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو

کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟

زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا

[...]

سوزنی سمرقندی

بر من آمد دوش آن در چشم بینائی

ز بهر جستن تدبیر رای فردائی

هرآنچه داشت به دل راز پیش من بگشاد

بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی

چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
قوامی رازی

کریم بار خدایا به ما توبه شائی

غریب نیست اگر بر همه ببخشائی

اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم

نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی

به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بزرگوارا در انتظار بخشش تو

نمانده است مرا طاقت شکیبائی

سه چیز رسم بود شاعران طامع را

نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی

اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه