گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

الا یا ساکن الدار رأیت الثلج فی الدار

فاوقد بیننا جمرین من خمر و من نار

جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری

بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری

ادر کأسین من لحظ و من مکنون خمار

ققلبی صار مسلوبا باکراه و اجبار

نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری

نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری

 
 
 
مشکلات اینترنت
مجیرالدین بیلقانی

الا یا ساکن الدار رأیت الثلج فی الدار

فاوقد بیننا جمرین من خمر و من نار

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
محتشم کاشانی

من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیدا

شکاری کرده‌ام گم جان شکاری کرده‌ام پیدا

زلیخا طلعتی را رانده‌ام از شهر بند دل

به مصر دلبری یوسف‌عذاری کرده‌ام پیدا

زمام ناقهٔ محمل‌نشینی داده‌ام از کف

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه