ای برده سبق جمالت از ماه
وز دلبریت تبارک الله
از غیرنوازیت صد افسوس
وز دوستگدازیت دو صد آه
جز عشق نداد درسم استاد
لله جزاه طاب مثواه
از عقل صلاح خود مجویید
بالعشق توکلوا علی الله
فرصت شمر این بقیه عمر
در میکده شو مقیم درگاه
پرهیز کن از صلاح زاهد
مشنو سخنان شیخ گمراه
ماییم گدای درگه دوست
داریم هزار فخر بر شاه
از حالت مستیم مپرسید
سریست حدیث لی مع الله
گویند فسانه بر زبانها
کس نیست ز سر وحدت آگاه
افسانه مخوان بده شرابی
مردیم ز غصه قصه کوتاه
ساغر نه رواست توبه از می
تهجرعه بنوش گاه و بیگاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از جذابیت چهرهاش میگوید که برتر از ماه است. او از ناکامی و دوری از نوازشهای معشوقش افسوس میخورد و بر اهمیت عشق تأکید میکند. شاعر به دوری از عقل و صلاح زاهدان اشاره میکند و میگوید که باید از زندگی در میکده و درگاه عشق لذت برد. او به حالتی مست و عاشقانه اشاره دارد که تنها با عشق قابل درک است و از کسانی که تنها افسانهها را میپرسند، میخواهد شراب عشق را بنوشند و از غصهها رهایی یابند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گردیده رهیت من در این راه
گه بر سر تخت و گه بن چاه
ای صاحب آن دو زلف کوتاه
شب پوش منه تو بر رخ ماه
منمای به آفتاب رویت
کز رشک مباد گم کند راه
منگر به ستاره تا ستاره
[...]
یارب، چو تمام گردد این ماه
در وی مدهی خسوف را راه
ای رقعه حسن را رخت شاه
ماییم زحسن رویت آگاه
روی تو مه تمام بر سرو
رخساره گل شکفته بر ماه
در کوی تو کدیه کردن ای دوست
[...]
امید من است زلف او آه
ز امید دراز و عمر کوتاه
یک شب دل من به زلف او بود
گم کرد دران شب سیه راه
وز تیره شب آتش رخش دید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.