دلا به میکده تا پای بر زمین زدهای
چه دست برد که بر چرخ چارمین زدهای
جمیل عالم جان است جبههسای درت
به خاک درگه جانان مگر جبین زدهای
ز دیو برده تا خاتم سلیمانی
چه نقشهای سعادت که بر نگین زدهای
ز عشق و مستی اگر توبه کردهای به غلط
یقین به شمع شعور خود آستین زدهای
ز طرز بیهده دشمننوازیت ای دوست
چه زخمهاست که بر این دل غمین زدهای
ز خط سبزه نوخیزیت ای بهشتیروی
قلم به صفحه اوصاف حور عین زدهای
بینم چو غمزه فتان آن دو نرگس مست
ز خیل غمزدگان راه عقل و دین زدهای
عنانگسسته ز هر سوی کاروان دل است
مگر تو شانه بر آن زلف عنبرین زدهای
ز دلبران ختن کردهای نه غارت جان
هزار قافله دل از بتان چین زدهای
به ناوک مژه صید دلیست کز هر سو
کمان کشیده به ابرو و از کمین زدهای
چه شعلههاست که امشب ز سوز دل ساغر
به غیر من فلک از آه آتشین زدهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.