گنجور

 
سعدی

چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست

مجموع‌تر از ملک رضا مملکتی نیست

گر منزلتی هست کسی را مگر آن است

کاندر نظر هیچ کسش منزلتی نیست

هر کس صفتی دارد و رنگی و نشانی

تو ترک صفت کن که از این به صفتی نیست

پوشیده کسی بینی فردای قیامت

کامروز برهنه‌ست و بر او عاریتی نیست

آن کس که در او معرفتی هست کدام است؟

آن است که با هیچ کسش معرفتی نیست

سنگی و گیاهی که در آن خاصیتی هست

از آدمیی به که در او منفعتی نیست

درویش تو در مصلحت خویش ندانی

خوش باش اگرت نیست که بی مصلحتی نیست

آن دوست نباشد که شکایت کند از دوست

بر خون که دلارام بریزد دیتی نیست

راه ادب این است که سعدی به تو آموخت

گر گوش بداری به از این تربیتی نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
غزل ۱۷ به خوانش حمیدرضا محمدی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غزل شمارهٔ ۱۷ به خوانش فاطمه زندی
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
آشفتهٔ شیرازی

جز عشق کسی را بدرون سلطنتی نیست

مغشوق تر از ملک دلم مملکتی نیست

جبریل کجا دم زند از رتبه عاشق

کو را بجز از بام فلک منزلتی نیست

ذات همه کس را بصفت می نشناسد

[...]

رضاقلی خان هدایت

گر منزلتی هست کسی را مگر آن است

کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست

هر کس صفتی دارد و رنگی و نشانی

تو ترک صفت کن که ازین به صفتی نیست

سنگی و گیاهی که درو خاصیتی هست

[...]

افسر کرمانی

جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست

جز بندگی دوست، در آن سلطنتی نیست

دل می سپرم در دهن افعی زلفت،

در فکرت دیوانه، مرا مشورتی نیست

از مرحمت آزاد غمت را بنوازی

[...]

ملک‌الشعرا بهار

بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست

وز صدق نکوتر به دو عالم صفتی نیست

آن را که به نزدیک خدا منزلتی هست

غم نیست گرش نزد شهان منزلتی نیست

رحم آر بر آن قوم که در پنجهٔ ظالم

[...]

صغیر اصفهانی

جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست

بی خاصیتی در تو اگر معرفتی نیست

گویم بتو از روی محبت به محبت

میکوش که محبوب تر از این صفتی نیست

ای خود سر خود رو که گریزی ز مربی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه