گنجور

 
صغیر اصفهانی

جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست

بی خاصیتی در تو اگر معرفتی نیست

گویم بتو از روی محبت به محبت

میکوش که محبوب تر از این صفتی نیست

ای خود سر خود رو که گریزی ز مربی

درد تو همین بس که ترا تربیتی نیست

بایست گرت عافیت این نادره بشنو

در ده ببلا تن که جز این عافیتی نیست

دانی چو خدا خواسته هرگونه قضا را

راضی بقضا باش که بی مصلحتی نیست

در ملک دل ار شاه شوی مرتبت آنست

بر ملک جهان شاه شدن مرتبتی نیست

ای آنکه شدی خاک ره پیر خرابات

خوشباش که بالاتر از این منزلتی نیست

دانی که برد سود محب علی آری

جز مهر علی در دو جهان منفعتی نیست

مانند صغیر آنچه که خواهی ز علی خواه

کز درگه او رد بخدا مسئلتی نیست

 
sunny dark_mode