گنجور

حکایت شمارهٔ ۲۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی
 

جوانی پاکباز پاک رو بود

که با پاکیزه رویی در گرو بود

چنین خواندم که در دریای اعظم

به گردابی درافتادند با هم

چو ملاح آمدش تا دست گیرد

مبادا کاندر آن حالت بمیرد

همی گفت از میان موج و تشویر

مرا بگذار و دست یار من گیر

در این گفتن جهان بر وی برآشفت

شنیدندش که جان می داد و می گفت

حدیث عشق از آن بطال منیوش

که در سختی کند یاری فراموش

چنین کردند یاران زندگانی

ز کار افتاده بشنو تا بدانی

که سعدی راه و رسم عشقبازی

چنان داند که در بغداد تازی

دلارامی که داری دل در او بند

دگر چشم از همه عالم فرو بند

اگر مجنون لیلی زنده گشتی

حدیث عشق از این دفتر نبشتی

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۱۸۹ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۲۱۶ گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۹۱ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۱۰۵ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۱۹۲ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۶۰ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۱۶۸ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۲۳۷ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۲۰۲ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۲۲۸ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۱۸۳ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۷۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.