گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟

وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من

لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟

بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم

وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت

فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو

هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای؟

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیاوش در ‫۶ سال و ۱۲ ماه قبل، چهار شنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

به نظر میرسد که در بیت چهارم ؛فردا بگیرد دامنت...؛ صحیح تر باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شادی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۹ نوشته:

به نظر من هم بیت چهارم اشتباه ضبط شده. البته الان منبعی دم دست ندارم. ولی... خونم بتا بر گردنت / فردا بگیرد دامنت...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۹ نوشته:

فکر می کنم متن زیر درست تر باشه:
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟
گر من بمیرم در غمت خونم بتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
ما سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۶ پاسخ داده:

دقیق یادم نیست که کلیات سعدی ای که خوندم به تصحیح چه کسی بود ولی وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده ای ،خونم بتا در گردنت،من سعدی درگاه تو درست هست مطمئن هستم .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۵ نوشته:

در بیت چهارم "خونم فتد بر گردنت" صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آوا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۷ نوشته:

اگر به معنی و مفهوم شعر توجه کنیم می فهمیم که کاملا درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ابراهیم آهنگر در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۹ نوشته:

در جواب سیاوش و شادی:
همان "فردا بگیرم "درسته نه "بگیرد"
زیرا مقصود از فردا روز رستاخیز است که خوش دامنش را میگیرد
نه خونش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هانیه در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۸ نوشته:

سلام
خانم سپیده رییس سادات هم این قطعه رو در آلبوم طبل بی هنگام اجرا کرده اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مرتضی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

سلام دوستان، ببخشید تکه چی هست و آیا قالبه؟ اگر فرم غزل داره چرا این شعر سعدی فقط قوافی درونی داره و قوافی اصلی استفاده نکرده؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مسعود در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۳ نوشته:

مهدی یغمایی جدیدا این شعرو خونده بسیار زیباست...
معنی مصرع گر من بمیرم.. چی میشه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۷ نوشته:

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
بتا(Beta): بهل تا-بگذار تا
یا:
بتا(Bota) :ای بت
فردا:فردایی که کسی ندیده(قیامت)
اگر من در غمت بمیرم بگذار خونم در گردنت باشد تا در قیامت بتوانم آن را دستاویزی کنم که دامنت را بگیرم
اینجا که دست کوته من به دامنت بلندت نرسید باش تا قیامت!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مصطفی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۶ نوشته:

با درود به نگاه من
فردا بگیرد دامنت درست تر می اید زیرا که سعدی از زبان عاشق به معشوق سخن میگوید.
گمان من اینست که عاشق هرگز تهدید نمیکند که فردای قیامت من دامنت را میگیرم چون من بوی بی مهری از دامنت را خواهم گرفت حس میکنم.
گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۹ پاسخ داده:

اما به وزن شعر اصلا نمیخورد و همان نیست و زیبایی شعر به آهنگ کلمات هست و شعر از ابتدا هم فردا بگیرم دامنت بوده 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نریمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۹ نوشته:

گر من بمیرم در غمت، خونم بتا در گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
دامنگیر صفت خون می‌باشد، چنانچه فردی به قتل برسد این خون مقتول هست که دامن قاتل می‌گیرد نه خود مقتول. خون در مقام فاعل بعد مرگ می‌باشد. سعدی برای فعل بعد مرگ فرصتی نمی‌شناسد. مثلاً :
به عذرآوری خواهش، امروز کن که فردا نماند مجال سخن
و در حقیقت روزمره هم دادخواهی و خونخواهی از جانب مرده ساقط می‌شود.
لطفاً تیم گنجور حق مطلب بجای آورید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۹ نوشته:

از زبان استاد سخن بسیار دور است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
R. در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۱ نوشته:

بیت زیر کلمه «ناسامان» خیلی با وزن و معنا (از نظر من ) سازگار نیست. بیشتر «سامان من» با وزن و معنا سازگار به نظرم می‌رسد
ای یار من سامان من از من چرا رنجیده‌ای ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدحسن در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۸ نوشته:

خانم سحر محمدی هم در آهنگی بسیار زیبا و شنیدنی این شعر را اجرا کرده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدحسن در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۸ نوشته:

برخی مجنون بجای گردون بکار برده اند" سرگشته چون مجنون شدم"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۵ نوشته:

شعر درست است به این صورت:

ای یارناسامان من از من چرا رنجیده ای

وی درد و ای درمان از من چرا رنجیده ای 

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من 

لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده ای 

بنگر زهجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم

وز ناوکت پر خون شدم از من چرا رنجیده ای

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت

فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده ای

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو

هستیم نیکو خواه تو از من چرا رنجیده ای  

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.