گنجور

غزل ۵۵۷

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هرگز این صورت کند صورتگری

یا چنین شاهد بود در کشوری

سرورفتاری صنوبرقامتی

ماه رخساری ملایک منظری

می‌رود وز خویشتن بینی که هست

در نمی‌آید به چشمش دیگری

صد هزارش دست خاطر در رکاب

پادشاهی می‌رود با لشکری

عارضش باغی دهانش غنچه‌ای

بل بهشتی در میانش کوثری

ماهرویا مهربانی پیشه کن

خوبرویی را بباید زیوری

بی تو در هر گوشه پایی در گل است

وز تو در هر خانه دستی بر سری

چون همایم سایه‌ای بر سر فکن

تا در اقبالت شوم نیک اختری

در خداوندی چه نقصان آیدش

گر خداوندی بپرسد چاکری

مصلحت بودی شکایت گفتنم

گر به غیر از خصم بودی داوری

سعدیا داروی تلخ از دست دوست

به که شیرینی ز دست دیگری

خاکی از مردم بماند در جهان

وز وجود عاشقان خاکستری

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 609 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 922

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

۷ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

بی تو در هر گوشه پایی در گلست
وز تو در هر خانه دستی بر سری
پای در گل=بیچاره و دربند
دستی بر سری=ماتم زده
از داغ جدایی تو در هر گوشه ای آدم بیچاره و دربندی هست و در هر خانه ای کسی دست بر سر و ماتم زده است.

 

۷ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۵ نوشته:

خاکی از مردم بماند در جهان
وز وجود عاشقان خاکستری
آتش عشق چنان سوزناک است که بر خلاف دیگر مردم که خاکی از آنان به جای میماند از هستی عاشقان تنها خاکستر به جای میماند.

 

۷ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۱ نوشته:

عارضش باغی دهانش غنچه‌ای
بل بهشتی در میانش کوثری
رخش باغ است و دهانش غنچه نه بلکه رخش بهشت است و دهانش جشمه آب شیرین است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.