صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین
عقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین
با جوانان راه صحرا برگرفتم بامداد
کودکی گفتا تو پیری با خردمندان نشین
گفتم ای غافل نبینی کوه با چندین وقار
همچو طفلان دامنش پرارغوان و یاسمین
آستین بر دست پوشید از بهار برگ شاخ
میوه پنهان کرده از خورشید و مه در آستین
باد گلها را پریشان میکند هر صبحدم
زان پریشانی مگر در روی آب افتاده چین
نوبهار از غنچه بیرون شد به یک تو پیرهن
بیدمشک انداخت تا دیگر زمستان پوستین
این نسیم خاک شیراز است یا مشک ختن
یا نگار من پریشان کرده زلف عنبرین
بامدادش بین که چشم از خواب نوشین بر کند
گر ندیدی سحر بابل در نگارستان چین
گر سرش داری چو سعدی سر بنه مردانه وار
با چنین معشوق نتوان باخت عشق الا چنین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای بهار و تاثیر آن بر طبیعت و انسانها میپردازد. او از بیداری صبحگاهی و دیدار با جوانان در دشت صحبت میکند و اشاره میکند که جوانی به او میگوید که باید با خردمندان باشد. شاعر در پاسخ، به شکوه و زیبایی کوهها و گلها اشاره میکند و به فردی که ناتوان از درک زیباییهاست، یادآوری میکند که همچون کودکی است. او همچنین از نسیم خوش بهار و اثرات آن بر طبیعت و افراد سخن میگوید، بهویژه دربارهی عشق و معشوقهاش. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که عشق واقعی در مواجهه با این زیباییها، به شکل مؤثری نمایان میشود.
هوش مصنوعی: صبح از طرف مشرق سر برآورده است و باد نوروزی از سمت راست میوزد، و عقل و طبع من از مخلوقات خداوند، خیره و شگفتزده شده است.
هوش مصنوعی: در بامداد، در کنار جوانان راه بیابان را پیش گرفتم. کودکی به من گفت تو کهنسال هستی و باید با دانایان و خردمندان باشی.
هوش مصنوعی: به او میگویم، ای مرد غافل، آیا نمیبینی که کوه چقدر باوقار و باصلابت است؟ همچون کودکانی که دامنشان از گلهای ارغوان و یاسمن پر است.
هوش مصنوعی: بهار، آستینش را بر دست پوشیده و در آن، برگهای درخت میوه را پنهان کرده است تا از نور خورشید و ماه محفوظ بمانند.
هوش مصنوعی: هر صبح، باد، گلها را به هم میریزد و آشفته میکند. احتمالاً این بینظمی و آشفتگی از روی آب ناشی شده و جایی در سطح آب، یک چین و چروک پیدا شده است.
هوش مصنوعی: نوبهار به یکباره از میان غنچهها بیرون آمد و با تو، یعنی محبوب، پیرهنی از بیدمشک (گیاهی معطر) بر تن کرد تا زمستان که لازم بود در پوستین باشد، دیگر تمام شده باشد.
هوش مصنوعی: این نسیم حاصل از خاک شیراز است یا عطر مشک ختن (منطقهای در چین) یا اینکه محبوب من با زلفهای عطرآگینش مرا پریشان کرده است.
هوش مصنوعی: صبح را ببین که چگونه معشوق با چشمان خوابآلود از خواب برمیخیزد. اگر سحرگاه در بابل (شهر معروف به زیباییاش) را ندیدهای، نمیتوانی زیباییهای باغهای چین را تصور کنی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند سعدی با معشوقی زیبا و دلربا برخورد کنی، باید با شهامت و مردانگی به او نزدیک شوی، زیرا با چنین معشوقی نمیتوان عشق ورزید مگر به همین شیوه.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.