سهل باشد به ترک جان گفتن
ترک جانان نمیتوان گفتن
هر چه زان تلختر بخواهی گفت
شکرین است از آن دهان گفتن
توبه کردیم پیش بالایت
سخن سرو بوستان گفتن
آن چنان وهم در تو حیران است
که نمیداندت نشان گفتن
به کمندی درم که ممکن نیست
رستگاری به الامان گفتن
دفتری در تو وضع میکردم
متردد شدم در آن گفتن
که تو شیرینتری از آن شیرین
که بشاید به داستان گفتن
بلبلان نیک زهره میدارند
با گل از دست باغبان گفتن
من نمییارم از جفای رقیب
درد با یار مهربان گفتن
وان که با یار هودجش نظر است
نتواند به ساربان گفتن
سخن سر به مهر دوست به دوست
حیف باشد به ترجمان گفتن
این حکایت که میکند سعدی
بس بخواهند در جهان گفتن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان دلتنگی و عشق خود میپردازد و تأکید میکند که گفتن از معشوق و عشق واقعی کار سادهای نیست. او به تلخیهای جدایی از یار اشاره میکند و در عین حال میگوید هر آنچه به زبان بیاورد، شیرینتر است از آنکه بیان کند. شاعر از توبهاش در حضور محبوب سخن میگوید و از حیرت خود نسبت به او. او میفهمد که عشق و دوستی را نمیتوان به سادگی روایت کرد و هر چه میگوید، باز هم نمودار عمق عشق او نیست. در نهایت، سعدی بیان میکند که داستان عشقش آنقدر غنی است که همیشه برای گفتن و شنیدن وجود دارد.
تصحیح AI: از جان گذشتن آسان است، اما رها کردن محبوب و عشق واقعی غیرممکن است. (AI: سخن گفتن دربارهی ترک چیزی آسان است، اما رها کردن محبوب و عشق واقعی غیرممکن است.)
هوش مصنوعی: هرچه بخواهی از آنچه تلختر است بگویی، شیرینتر به نظر میرسد وقتی که از دهان تو گفته میشود.
تصحیح AI: ما در برابر قامت تو توبه کردهایم از زیباییهای سرو گلستان و لطافتهای آن بگوییم. (AI: ما در برابر تو عذرخواهی کردهایم و در دل به زیباییهای گلستان و لطافتهای آن میاندیشیم.)
هوش مصنوعی: حیرت و شگفتی ناشی از تو به حدی است که نمیتوانیم حتی نشانهای از تو بیان کنیم.
هوش مصنوعی: رستگاری و نجات من در گرو دام یا کمند تو است و به همین دلیل، نمیتوانم به آسانی در مورد آن حرف بزنم یا افشا کنم.
هوش مصنوعی: من میخواستم برای تو دفتری بنویسم، اما در این کار تردید کردم و نتوانستم به کلام بیشتر بپردازم.
هوش مصنوعی: تو از هر چیزی که شیرینتر باشد، شیرینتر هستی، به طوری که وصف کردن شیرینی تو در داستانها نیز ممکن نیست.
هوش مصنوعی: بلبلان دلانگیز (نیک زهره) از باغبان گلها میخواهند که دربارهٔ زیبایی گلها سخن بگویند و از او تعریف کنند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از زخمهای رقیب، که باعث درد و رنج من شده است، با یار دلسوزی که محبتش را دارم، سخن بگویم.
تصحیح AI: کسی که یارش مسافر محمل است و به او نگاه میکند و نمیتواند به هدایتکننده شتران بگوید. (AI: کسی که در کنار دوست خود است و به او نگاه میکند، نمیتواند به هدایتکننده الاغ بگوید چه کار کند.)
هوش مصنوعی: سخنان پنهانی و محترمانهٔ دوست را نمیتوان به زبان ترجمه کرد و باید به خود دوست بگویند؛ به عبارتی، بیان کردن این نوع از محبت و راز به دیگران ناپسند است.
تصحیح AI: سعدی داستانی را بیان میکند و میگوید بسیاری از مردم در دنیا تمایل خواهند داشت حرفهایش را پس از او بیان کنند. (AI: سعدی داستانی را بیان میکند که میگوید بسیاری از مردم در دنیا تمایل دارند حرفهای خود را بیان کنند.)
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عاشقی چیست ترک جان گفتن
سر کونین بیزبان گفتن
عشق پی بردن از خودی رستن
علم پی کردن از عیان گفتن
رازهایی که در دل پر خون است
[...]
سهل گفتی به ترک جان گفتن
من بدیدم، نمیتوان گفتن
جان فرهاد خسته شیرین است
کی تواند به ترک جان گفتن؟
دوست میدارمت به بانگ بلند
[...]
مدح تو گفتم و چو بود دروغ
من پشیمان شدم از آن گفتن
بعد ازین هجو تو نکو گویم
سخن راست را توان گفتن
شکر آن را چه سان توان گفتن
نیست ممکن به صد زبان گفتن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.