ما در خلوت به روی خلق ببستیم
از همه بازآمدیم و با تو نشستیم
هر چه نه پیوند یار بود بریدیم
وآنچه نه پیمان دوست بود شکستیم
مردم هشیار از این معامله دورند
شاید اگر عیب ما کنند که مستیم
مالک خود را همیشه غصه گدازد
ملک پریپیکری شدیم و برستیم
شاکر نعمت به هر طریق که بودیم
داعی دولت به هر مقام که هستیم
در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم
در همه عالم بلند و پیش تو پستیم
ای بت صاحبدلان مشاهده بنمای
تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم
دیده نگه داشتیم تا نرود دل
با همه عیاری از کمند نجستیم
تا تو اجازت دهی که در قدمم ریز
جان گرامی نهاده بر کف دستیم
دوستی آن است سعدیا که بماند
عهد وفا هم بر این قرار که بستیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و جدایی از دنیا و مردم سخن میگوید و به دوستی و عشق با معشوق اشاره میکند. او ارتباطش را با دیگران قطع کرده و تنها با محبوبش مینشیند. در این مسیر، از هر چه که به دوست مربوط نیست فاصله گرفته و خود را در عالم عشق غرق میکند. نویسنده در مرز بین احترام به محبوب و تسلیم در برابر او به تصویر میکشد که در برابر عشق همچنان احساس حقارت و ذلت میکند. او در نهایت بر وفاداری و پایداری در دوستی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما در تنهایی خودمان، در برابر مردم خود را پنهان کردیم و از هر چیز دیگری دور شدیم تا با تو، ای دوست، بنشینیم و وقت بگذرانیم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به عشق و دوستی مربوط نبود را رها کردیم و هر آنچه که با وفاداری و امانت در دوستی نبود را شکسته و کنار گذاشتیم.
هوش مصنوعی: مردم هوشیار از این کار دور هستند، شاید آنها ما را به خاطر این که در وضعیتی شبیه به مستی هستیم، عیبجویی کنند.
AI: مالک خود همیشه ناراحت است، ما به یک موجود زیبا و لطیف تسلیم شدیم و به او نزدیک شدیم و از غصه رهایی یافتیم. / مالک خود: کسی که مالک خودش است و بنده کسی نیست. / (AI: مالک همیشه ناراحت است و ما به یک موجود زیبا و لطیف تبدیل شدیم و به او نزدیک شدیم.)
هوش مصنوعی: ما به هر روشی که ممکن بود، شکر نعمتهای خدا را به جا آوردیم و به هر سطحی که قرار داریم، خواهان نعمتهای زندگی هستیم.
هوش مصنوعی: در نظر همهٔ مردم ما عزیز و محترم هستیم، اما در مقابل تو (ای معشوق) خوار و ناچیز به نظر میرسیم؛ در کل جهان مقام و منزلت داریم، ولی در حضور تو بیارزش و کوچک هستیم.
هوش مصنوعی: ای عشق زیبا و محبوب دلباختگان، به ما نظر کن تا تو را ببینیم و تنها به خودمان نپردازیم.
هوش مصنوعی: ما چشمانتظار بودیم تا دل از دست نرود و با وجود تمام زیرکی، از دام عشق فرار نکردیم.
تصحیح AI: تا زمانی که تو اجازه بدهی، جان عزیز خود را بر دستانم میگذارم (تا آن را نثار مَقدمت کنم).
هوش مصنوعی: دوستی واقعی این است، سعدی، که پیمان وفا پا بر جا بماند، همانگونه که ما تاکنون توافق کردهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیم
ورزش عشق تو کار ماست، که مستیم
بس بدویدیم در به در ز پی تو
چون که نشان تو یافتیم نشستیم
باز دل ما بزیر پای غم تو
[...]
ما در خلوت به روی غیر ببستیم
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم
ما ز ازل رند و مست و بادهپرستیم
بر در میخانه الست بنشستیم
سبحه و زنار را کمند بریدیم
توبه و پیمانه را به هم بشکستیم
مغبچگان می به کف زمزمه گویند
[...]
ما دل خود را به دست شوق شکستیم
هر شکنش را به تار زلف تو بستیم
تا ننشیند به خاطر تو غباری
از سر جان خاستیم و با تو نشستیم
از پی پیوند حلقهٔ سر زلفت
[...]
دی من و محمود در وثاق نشستیم
لب بگشادیم و در به روی ببستیم
گفتم برخاست باید از سر عالم
گفت بلی تا به مهر دوست نشستیم
گفتمش ایثار راه میر چه باید
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.