گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ای مرهم ریش و مونس جانم

چندین به مفارقت مرنجانم

ای راحت اندرون مجروحم

جمعیت خاطر پریشانم

گویند بدار دستش از دامن

تا دست بدارد از گریبانم

آن کس که مرا به باغ می‌خواند

بی روی تو می‌برد به زندانم

وین طرفه که ره نمی‌برم پیشت

وز پیش تو ره به در نمی‌دانم

یک روز به بندگی قبولم کن

روز دگرم ببین که سلطانم

ای گلبن بوستان روحانی

مشغول بکردی از گلستانم

زان روز که سرو قامتت دیدم

از یاد برفت سرو بستانم

آن در دو رسته در حدیث آمد

وز دیده بیوفتاد مرجانم

گویند صبور باش از او سعدی

بارش بکشم که صبر نتوانم

ای کاش که جان در آستین بودی

تا بر سر مونس دل افشانم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 546 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 840

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بی سوات در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۸ نوشته:

کلمه دورسته در این مصراع به چه معناست؟ "آن در دورسته در حدیث آمد" فکر کنم اشتباهی در کار باشه در صورت امکان بررسی فرمایید.

 

دکتر ترابی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۹ نوشته:

آن کس که مرا به باغ میخواند....

یکی از زیباترین غزلهای استاد سخن است( گر چه غزل بازیبا مگر برخی که منسوب بدویند در دیوان شیخ یافت نمیشود)
نمونه درخشان سهل و ممتنع و تازه ، تازه تر از سبز نودمیده بهار.
چنان تازه که شبی همین بیت را :
آنکس که مرا به باغ میخواند
بی روی تو، میبرد به زندانم
بر تنی چند از نوپردازان فرو خواندم ، و از تازگی آن در شگفت ، نمی دانستند از کیست!!
و هم من در شگفتی که کلیات نو و نوار سعدی در میان کتابهای میزبان بود!! باری؛
برداشتم و غزل را تا به پایان خواندم که همه به یاد نداشتم و شگفتی بر شگفتی از
«جان در آستین» « در دورسته » « ره بردن »
« ره به در » و....
اما دوست بی سوات !! من نیز سوات به درد بخوری ندارم!
ولی ، به گمانم مراد شاعر از در دو رسته دندانهای دلدار ، و از مرجان اشک خونین دلداده باشد.
و البته همیشه باید گفت :المعنا فی بطن شاعر

 

دکتر ترابی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۱ نوشته:

غزل نازیبا مگر....

 

اکبر نریمان در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ نوشته:

با درود به دوستداران هنر...
دو رسته ؛ منظور همان دو ردیف دندان یار می باشد که شاعر بواسطه ی درخشندگی و نظم و ترتیبی که دارند به " دو رسته دُرّ" تشبیه کرده است چنانچه سعدی در جایی دیگر سروده :
چون دُرّ دو رسته ی دهانت
نظم سخن دری ندیدم
یا
دو رسته ی دُرّم در دهان داشت جای
چو دیواری از خشت سیمین بپای...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.