من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
من این خیال نبندم که دانهای به مراد
میان این همه تشویش دام برگیرم
ستادهام به غلامی گرم قبول کنی
و گر نخواهی کفش غلام برگیرم
مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم
گریز نیست که دل زین مقام برگیرم
ز فکرهای پریشان و بارهای فراق
که بر دل است ندانم کدام برگیرم
گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من آن نیم که ره انتقام برگیرم
گرم جواز نباشد به بارگاه قبول
و گر مجال نباشد که کام برگیرم
از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت
اگر حلال نباشد حرام برگیرم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عواطف و حالات درونی خود میپردازد و از امید و آرزوهایی سخن میگوید که به واقعیت تبدیل نمیشوند. او تصریح میکند که هرگز انتظار ندارد که از محبوب خود بهرهمند شود و حتی از دوری او نیز غمگین است. با وجود تمام نامیدیها و طعنههای ممکن، شاعر به وفاداری خود به معشوق اشاره میکند و از ناتوانی در فراموش کردن او صحبت میکند. همچنین، در نهایت، به تعهد خود در پذیرش هر نوع وضعیتی اشاره دارد، حتی اگر به قیمت رنج و حسرت باشد.
هوش مصنوعی: من به این امید دلخوش نمیکنم که از تو بهرهای ببرم، مگر اینکه تو را از دور ببینم و از نزدیکی دل بکَنم.
هوش مصنوعی: من به این خیال نیستم که در میان این همه نگرانی و آشفتگی، بتوانم دانهای به دلخواه خود بردارم.
هوش مصنوعی: من به عنوان خدمتگزار تو ایستادهام و از تو درخواست دارم که با مهربانی من را بپذیری، و اگر نمیخواهی، من کفش خدمتگزاریات را برمیدارم و از تو جدا میشوم.
هوش مصنوعی: اگر تو انصاف داری یا ظلم میکنی، از تو میگریزم، زیرا نمیتوانم از این وضعیت دل بکنم و جدا شوم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از کلافگی و ناراحتی ناشی از جدایی و غم فراق صحبت میکند و بیان میکند که نمیداند از میان افکار آشفته و بار سنگینی که بر دلش است، کدام را باید انتخاب کند یا با کدام یک کنار بیاید.
AI: اگر هزاران بار اذیت کنی و به من طعنه بزنی، من آنقدر محکم هستم که اقدام به انتقام کنم. (تصحیح AI: اگر هزاران بار اذیت کنی و به من طعنه بزنی، من آن نیستم که اقدام به انتقام کنم.)
هوش مصنوعی: اگر اجازهای نباشد برای ورود به بارگاه قبول (خدا یا محبوب) و اگر فرصتی نباشد که خواستهام را برآورده کنم، من از اینجا میروم.
هوش مصنوعی: اگر به اندازهای دور شوم که نتوانم از لبهایت بوسهای بگیرم، حتی اگر این بوسه حلال نباشد، باز هم آن را گناه و حرام میدانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم
غذای جان ز لب تو مدام برگیرم
چه باشد از پس چندین هزار ناکامی
اگر من از لب شیرینت کام برگیرم
دلم بسوخت درین غم بگوی تا از تو
[...]
چگونه از لب جانانه کام برگیرم
مگر که از سر و جان یکدو گام برگیرم
بزیر زلف مرا کام دل حوالت کرد
زکام اژدر برگو چه کام برگیرم
بهشت و حوری و غلمان گرم به پیش آرند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.