گنجور

غزل ۳۰۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پروانه نمی‌شکیبد از دور

ور قصد کند بسوزدش نور

هر کس به تعلقی گرفتار

صاحب نظران به عشق منظور

آن روز که روز حشر باشد

دیوان حساب و عرض منشور

ما زنده به ذکر دوست باشیم

دیگر حیوان به نفخه صور

یا رب که تو در بهشت باشی

تا کس نکند نگاه در حور

ما مست شراب ناب عشقیم

نه تشنه سلسبیل و کافور

بیم است شرار آه مشتاق

کآتش بزند حجاب مستور

من دانم و دردمند بیدار

آهنگ شب دراز دیجور

آخر ز هلاک ما چه خیزد

سیمرغ چه می‌کند به عصفور

نزدیک نمی‌شوی به صورت

وز دیده دل نمی‌شوی دور

از پیش تو راه رفتنم نیست

گردن به کمند به که مهجور

سعدی چو مرادت انگبین است

واجب بود احتمال زنبور

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۵۲۶

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا نوشته:

در بیت هفتم «کتش» با «کآتش» و «شراره» با «شرار» جایگزین شد.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.