گنجور

غزل ۲۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

متناسبند و موزون حرکات دلفریبت

متوجه است با ما سخنان بی حسیبت

چو نمی‌توان صبوری ستمت کشم ضروری

مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت

اگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرت

وگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت

به قیاس درنگنجی و به وصف درنیایی

متحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت

اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهی

نه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت

عجب از کسی در این شهر که پارسا بماند

مگر او ندیده باشد رخ پارسافریبت

تو برون خبر نداری که چه می‌رود ز عشقت

به درآی اگر نه آتش بزنیم در حجیبت

تو درخت خوب منظر همه میوه‌ای ولیکن

چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت

تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی

که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت

تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی

بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یحیی باقری نوشته:

با عرض سلام
در بیت۹ این غزل به نظر میرسد اشکالی در وزن وجود داشته باشد چون بیت با سکته همراه است و به راحتی ابیات درگر خوانده نمی شود

👆☹

رضا اقمشه نوشته:

با سلام و تشکر از همکاران گنجور در بیت آخر باید “لهیبت” باشد به جای “لهیبت” خدانگهدار

👆☹

وشایق نوشته:

با سلام ( متناسبند و موزون حرکات دلفریبت …. ) کل عالم یر اساس توازن و تقارن و تناسب و تعادل بر با شده است و اگر کوچکترین خللی در این تناسبات بوجود اید تمام دنیا کن فیکون خواهد شد بر اساس لین روابط است که ستارگان در مدار خاص خودشان در گردشند و حیات در کره زمین بوجود امد و خورشید نور افشانی میکند وعلوم طبیعی هر روز بیشرفت میکندو خلاصه اینکه عالم با این توازن زیباست و موسیقی زیباست و خلقت زیباست

👆☹

بهروز نوشته:

بیت هفتم -تو برون در خبر نداری…- مرا به یاد این ابیات از عراقی انداخت:

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی

👆☹

آرمان سلیمی کوچی نوشته:

بیت ۷: تو خبر نداری که بیرون از سراپرده تو، آتش عشقت چه غوغایی در دل عاشقان برانگیخته است. از سراپرده ات بیرون بیا و خودت را آشکار کن در غیر این صورت، آه های آتشین عاشقانت، سراپرده تو را به آتش خواهند کشید.

حجیب: ممال از حجاب. به معنی حجاب و سراپرده.

👆☹

لاله نوشته:

اساتید محترم
کسی هست که من رو از گمراهی خارج کنه ?
این وزن مگه از اوزان دوری نیست ?
اگه هست سعدی چرا رعایت نکرده ??

👆☹

محسن.۲ نوشته:

لاله
درست است غزل از اوزان دوری و طرب انگیز است،
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن،
اشتباهی رخ نداده است

👆☹

لاله نوشته:

پس چرا سطرهای مثلا ۱۱ , ۹, ۸
سعدی هجای کشیده ی نیمه ی اول رو که میتونه اضافه بر وزن بیاد رو
هجای کوتاه آغاز نیم مصراع بعد قرار داده ?
خیلی برام سواله خواهش می کنم دقیق واسم توضیح بدید
چون من شنیده بودم اینکار خطاست نباید انجام داد
توی نیم مصراع بعدی واقعا اصلا گاهی _ و _ نمیشه بیاد

👆☹

7 نوشته:

پایان نیم مصراع نخست هجا همواره بلند است ولی میشود کشیده یا کوتاه آورد.
ایست یا مکث در پایان پاره نخست هر مصراع از ویژگی های این وزن است(میشود کرد یا باید کرد)
باید به گونه ای هجای هر مصراع را شمارش کرد که هیچگاه فرد نباشند.
تو شبی در انتظاری/ ننشسته‌ای چه دانی
ت/ش/بی/د/رن/ت/ظا/ری فعلات فاعلاتن
ن/ن/شس/ت/ای/چ/دا/نی فعلات فاعلاتن
که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
ک/چ/شب/گ/ذش/ت/بر/من فعلات فاعلاتن
ت/ظ/را/ن/نا/ش/کی/بت فعلات فاعلاتن
این سه باشد دگر ایرادی نیست.

👆☹

لاله نوشته:

کاملا توجیه نشدم ولی تشکر می کنم که وقت گذاشتید خیلی متشکرم

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید