گنجور

غزل ۲۰۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت

عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد

سروبالای منا گر چون گل آیی در چمن

خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد

روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش

آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد

شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند

فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد

دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست

ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد

خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطه‌ایست

باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد

سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق

گر چه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

جلال تاج اصفهانی » یاران زنده رود » بیات اصفهان

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۶۴۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

طربستان نوشته:

بیت ششم؛ مصرع دوم:
غلط: مقناطیس
درست: مغناطیس

پاسخ: با تشکر، گویا به هر دو صورت نوشته می‌شده، در هر صورت مطابق پیشنهاد شما و جهت تسهیل جستجو، در این مورد و ۱۳ مورد دیگر موجود در گنجور «مقناطیس» با «مغناطیس» جایگزین شد.

👆☹

محسن نوشته:

بیتهایی از این غزل زیبا را استاد تاج اصفهانی در گوشه اصفهان با همراهی تار استاد جلیل شهناز به زیبایی اجرا کرده که شنیدنش خالی از لطف نیست.

👆☹

عباس مشرف رضوی نوشته:

درنسخه چاپ سنگی که من دارم اینطور ضبط شده است:
“بعد از این با کس نماند دل که گر خود آهنست”
بجای
“دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست”

👆☹

عباس مشرف رضوی نوشته:

تفاوت در ضبط:
“ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد”
به
“ترسم از تنهایی احوالش به رسوایی کشد”

احوال + ش = احوال دل
شاعر در وصف دلش می گوید… (تعبیر آشنای “احوال دل رسوا”) و برای دلش دلسوزی می کند نه برای خودش.

استدلال کافی: شاعر از رسوایی (برای خود) نمی ترسد. شاهد بیت دیگری است دقیقا با همین مصرع اول:
تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد -
ترس تنهاییست، ورنه بیم رسواییم نیست (رجوع به غزل ۱۲۱ با مطلع “با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست - دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست”؛بیت دوم) که شاعر به صراحت می گوید و یادآوری می کند که از رسوایی - برای خودش - ترس ندارد و -دراینجا و در این بیت- تنها دلسوز دلش است)

👆☹

محمد حمیدی اصفهانی نوشته:

البته مصرع دوم بیت دوم رو استاد جلال تاج اصفهانی اینطور خوندند

غافلی باید که پای اندر شکیبایی کشد

👆☹

شکرستان