گنجور

بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق

 
سعدی شیرازی
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 

یکی شاهدی در سمرقند داشت

که گفتی به جای سمر قند داشت

جمالی گرو برده از آفتاب

ز شوخیش بنیاد تقوی خراب

تعالی الله از حسن تا غایتی

که پنداری از رحمت است آیتی

همی رفتی و دیده‌ها در پیش

دل دوستان کرده جان برخیش

نظر کردی این دوست در وی نهفت

نگه کرد باری به تندی و گفت

که ای خیره سر چند پویی پیم

ندانی که من مرغ دامت نیم؟

گرت بار دیگر ببینم به تیغ

چو دشمن ببرم سرت بی دریغ

کسی گفتش اکنون سر خویش گیر

از این سهل تر مطلبی پیش گیر

نپندارم این کام حاصل کنی

مبادا که جان در سر دل کنی

چو مفتون صادق ملامت شنید

بدرد از درون ناله‌ای برکشید

که بگذار تا زخم تیغ هلاک

بغلطاندم لاشه در خون و خاک

مگر پیش دشمن بگویند و دوست

که این کشته دست و شمشیر اوست

نمی‌بینم از خاک کویش گریز

به بیداد گو آبرویم بریز

مرا توبه فرمایی ای خودپرست

تو را توبه زین گفت اولی ترست

ببخشای بر من که هرچ او کند

وگر قصد خون است نیکو کند

بسوزاندم هر شبی آتشش

سحر زنده گردم به بوی خوشش

اگر میرم امروز در کوی دوست

قیامت زنم خیمه پهلوی دوست

مده تا توانی در این جنگ پشت

که زنده‌ست سعدی که عشقش بکشت

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر 111 بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر 149 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 445

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۴۱ نوشته:

بجای مطلب می شود سخن را به کار برد

 

احسان در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۹ نوشته:

سلام
بجای "بر خیش" با ید نوشته شود برخیش، برخی بمعنی فدائی میباشد.

 

۷ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

بسوزاندم هر شبی آتشش
سحر زنده گردم به بوی خوشش
اگر میرم امروز در کوی دوست
قیامت زنم خیمه پهلوی دوست
پیشکش کسانی که هر جا دیندند واژه[دوست] بکار رفته هپروت بافی میکنند.
دوست=شاهد سمرقندی
یکی شاهدی در سمرقند داشت
که گفتی بجای سمر قند داشت

 

اردشیر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۵ نوشته:

جناب سون، بسیار زیبا فرمودید و گویی سخن از زبان و دل ما می گویی.
احسان عزیز به طنز عرض میکنم : همانگونه که بین "با" و "ید" شما در نوشتن "باید" فاصله افتاده است بین "بر" و "خیش" هم در زمان تایپ فاصله ای سهو افتاده است، وگرنه نویسندگان و غالب خوانندگان سعدی گمان میبرم که معنای "برخی" را بدانند.

 

عالی نژاد در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ نوشته:

درودتان باد.به گمانم برخیش بااملای صحیح برخویش باشد که ازبربعلاوه ی خوی بروزن می به معنای عرق باشدبعلاوه ی شین انتهای آن که ضمیراست.

 

nabavar در ‫۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

گرامی احسان
همی رفتی و دیده‌ها در پیش
دل دوستان کرده جان برخیش
درست گفتی
امروزه ” برخیش “ را ”برخی اش“ می نویسند به مانای فدایی اش
از فحوای بیت نیز چنین برداشت می شود

 

رامین کبیری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۷ نوشته:

ظاهرا دوستانیکه خوانش صوتی شون در این تارنما گذارده میشه راهنمایی نمیشن ازطرف گردانندگان.
.
.
بیت دوتا مانده ب اخر:
قافیه "خوشش" نوشته میشه ولی به فتح اول "خشش" خوانده میشه تا با قافیه مصرع قبلش تراز شه ازنظر اوایی

 

رامین کبیری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۷ نوشته:

لابد در مصرع دوم بیت اول باید ثمر بجای سمر باشه تا معنی دار بشه. یعنی بجای میوه ،قند میداد. میوه که خیلی شیرین باشه میگن شیرینه مثل قند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.